تبلیغات
تارنمای شخصی امیرحسین احمدنیا - 27 آذر ، روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.

بخش های سایت

-  
صفحه نخست وب سایت شخصی امیرحسین احمدنیا

مطالب خواندنی

آموزش مجری گری و فن بیان

مناسبت ها

نمونه متن مجری

احمدنیا

موضوعات

نویسندگان

  • تعداد پست ها: [cb:blog_category_post_count]

27 آذر ، روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.

سالروز وحدت حوزه و دانشگاه

بیست و هفتم آذرماه، سالروز شهادت دكتر محمد مفتح و »روز وحدت حوزه و دانشگاه« است. نقش روحانى و دانشگاهى در جامعه و انقلاب ما، كمتر جاى بحث دارد. چون در خصوص تأثیر تعیین كننده آن، جاى‏ابهام و تردید نیست .

آنها همواره در این انقلاب، نقش پیشتازى خود را حفظ كرده‏اند و پیشاپیش.....

چهت مطالعه بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید:

آنها همواره در این انقلاب، نقش پیشتازى خود را حفظ كرده‏اند و پیشاپیش سایر نیروهاى انقلابى‏در جهت ایفاى مسؤولیتهاى تعطیل ناپذیر خود، وارد عمل شده‏اند.

طلبه و دانشجویان جزو اقشار بیدار و آگاه جامعه‏هستند كه حتى دراوج خفقان دوره طاغوت، هویت انقلابى داشتند و طبعاً به همین دلیل همواره مورد خشم و تعرض‏ساواك و دژخیمان رژیم ستمشاهى واقع مى‏شدند.

این هویت انقلابى، علل وانگیزه‏هاى مختلفى داشته و دارد.

دانشحوى حوزه و دانشگاه به تناسب موقعیت سنى خود، جزو »گروه جوان« جامعه محسوب مى‏شوند.

هر دو قشر،توان انقلابى بسیار بالایى دارند.

معمولاً از میان محرومترین اقشار جامعه برخاسته‏اند و به همین دلیل، دوره دانشجویى‏و طلبگى معمولاً مترادف با دوره محرومیت و دست و پنجه نرم كردن با فقر و محرومیت است، به دلیل همین ویژگى،آنها درد محرومین و مستضعفین را بهتر از سایر اقشار جامعه درك كرده‏اند و به لحاظ برخوردارى از سطح بالاترى ازشعور سیاسى و آگاهى‏هاى اجتماعى، طبعاً محیط حوزه و دانشگاه جزو اصلى‏ترین كانونهاى درك انقلابى، حتى‏دراوج خفقان دوره طاغوت، بوده است.

دراینجا نبض جامعه، تندتر مى‏زند و نخستین علائم ناشى از مسائل و مشكلات سیاسى - اجتماعى، قبل از هر جاى‏دیگر، در اینجا ظهور و بروز پیدا مى‏كند.

تصادفى نیست كه اصلى‏ترین نقاط اوج‏گیرى انقلاب اسلامى، یا در حوزه ودانشگاه بود و یا توسط تربیت یافتگان حوزه و دانشگاه به وجود آمد.

دقیقاً به همین دلیل بود كه رژیم ستمشاهى از فیضیه و دانشگاه وحشت داشت و حتى حاضر بود آنجا را به خاك وخون بكشد، ولى شاهد آغاز خیزش‏هاى عمومى از حوزه و دانشگاه نباشد.

نسل فرهنگى كشور؛ اعم از طلبه و دانشجو و تربیت یافتگان این دو مجموعه، معمولاً انقلابى بوده و انس و الفت‏بیشترى با اقشار مختلف جامعه داشته‏اند و سالمتر زندگى كرده و از همین رهگذر، هویت مردمى و انقلابى خاصى رادر طول دوران پرفراز و نشیب تاریخ معاصر براى خود كسب كرده‏اند.

این دو مجموعه، جزو اصلى‏ترین نیروهاى‏محرك انقلاب و پیشتاز در حركت‏هاى انقلابى بوده‏اند و طبعاً به هر اندازه‏اى كه در شكل‏گیرى، اوج‏گیرى و پیروزى‏انقلاب اسلامى به ایفاى نقش پرداخته‏اند، در جهت حفظ و تداوم انقلاب نیز به همان حدّ مؤثر بوده‏اند.

این نقش مؤثر و محسوس به حدى است كه اگر حضور و نقش دانشگاهى و روحانى دراین انقلاب كمرنگ شود، وجهه‏مردمى، تحرك و پویایى انقلاب لطمه مى‏بیند.

اضافه براین، اگراین دو قشر با یكدیگر همگام و همراه نباشند، تعادل وثبات جامعه و نظام، دچار مشكل مى‏شود.

هویت فرهنگى و ظرفیت عظیم انقلابى این دو قشر، به آنها ویژگیهاى‏ممتازى را داده و انتظارات خاصى را در جامعه نسبت به آنها بوجود آورده است.

تربیت یافتگان هر دو كانون علم وتربیت، عموماً طعم محرومیت را چشیده، از سطوح بالاى آگاهى برخوردارند و از خودگذشتگى و شجاعت لازم رابراى ورود به میدان عمل دارند و همین‏ها، ابزار لازم براى فعال شدن این دو نیروى محركه انقلاب محسوب مى‏شوند.

براى وحدت حوزه و دانشگاه باید ابتدا بدانیم این وحدت چیست؟

آن وحدتى كه در نظر حضرت امام1 و مقام معظم رهبرى -مدّظلّه- مى‏باشد، شاید دقیق‏ترین و پرثمرترین نوع وحدت‏باشد واین وحدت یك وحدت استراتژیك است و یك تاكتیك زودگذر نیست.

ما بایدبه این نتیجه برسیم كه وحدت‏استراتژیكى، نیاز جامعه ماست واین نیاز تا وقتى كه مدیریت انقلاب به دست نیروهاى مؤمن و متعهد است، باقى‏است.

دوم اینكه این وحدت یك وحدت فرامحیطى است.

اینگونه نیست كه حوزه با دانشگاه و دانشگاه با حوزه یك‏وحدتى را برقرار كنند و عده‏اى از هر دو طرف در آنجا درس بخوانند و بگوییم وحدت حاصل شده است.

این عمل‏یقیناً تنها تأثیر »درون محیطى« دارد و ضررهاى بسیارى هم بر آن مترتب است.

یكى از ضررها این است كه دانشگاه وحوزه از هم به طور مطلق بیگانه مى‏مانند و هیچ تأثیرى در ایجاد روح وحدت حوزه و دانشگاه ندارد.

وحدت اصیل وحقیقى وحدتى است كه دوئیت بین دو قشر را از بین ببرد.

ما باید سعى كنیم كه از ذهن نسل جوان این پندار را بزداییم‏كه یك محیط علمى وجود دارد به نام حوزه كه فقط با فقه و سنت و اصول آشنایى دارد و مى‏تواند پاره‏اى از مسائل‏محدود به عبادات و اجتماعات را حل كند و یك محیط علمى هم هست به نام دانشگاه كه فقط با مسائل مكانیك وفیزیك نظرى و فیزیك عملى و دیگر مسائل مربوط به علوم روز درارتباط است.

ما مى‏خواهیم كه فرهنگ نوین حوزه‏در دانشگاه و فرهنگ جدید دانشگاه در حوزه باشد و اندیشه‏هاى این دو مكان با هم مبادله شوند.

پس حرفهایى كه‏امروز زده مى‏شود كه عده‏اى از دانشگاه به حوزه و یا بالعكس بروند؛ اینها صورتهایى از مسأله وحدت است، بله اگر درآینده این روح و اندیشه منتقل شد و دوگانگى این دو فرهنگ و مكان از بین رفت، آنوقت اگر از هر دو طرف به دانشگاه‏و حوزه بروند ثمرات مثبت دارد.

منظور از وحدت در اینجا به معناى اختلاط و امتزاج نیست بلكه به معناى یك گونه‏عمل كردن و در یك مسیر قرار گرفتن است.

تا وقتى كه تصور این باشد كه حوزه و دانشگاه دو محیط علمى جدا از هم ودر تعارض با هم هستند، وحدت حاصل نخواهد شد.

اگر ما نوع فرهنگ و معرفت اینها را به گونه‏اى تنظیم كنیم كه‏بتوانند در یك مسیر قدم بردارند، یقیناً وحدت واقعى را به دست آورده‏ایم.

وحدت حوزه و دانشگاه در وصیتنامه امام(ره)

»از نقشه‏هاى شیطانى قدرتهاى بزرگ استعمار و استثمارگر، كه سالهاى طولانى در دست اجراست و در كشور ایران اززمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمد رضا با روشهاى مختلف دنباله‏گیرى شد، به انزوا كشاندن روحانیت است كه‏در زمان رضاخان با فشار و سركوبى و خلع لباس و حبس و تبعید و هتك حرمت و اعدام و امثال آن و در زمان محمدرضا با نقشه و روشهاى دیگر كه یكى از آنها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیون بود كه تبلیغات وسیعى در این‏زمینه شد و مع الأسف به واسطه بى‏خبرى هر دو قشر، از توطئه شیطانى ابرقدرتها نتیجه چشم‏گیرى گرفته شد.

از یك‏طرف از دبستان‏ها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبیران و اساتید و رؤساى دانشگاهها از بین غرب‏زدگان یاشرق‏زدگان و منحرفان از اسلام و سایر ادیان، انتخاب و به كار گماشته شوند و متعهدان مؤمن در اقلیت قرار گیرند كه‏قشر مؤثر را كه در آتیه، حكومت را به دست مى‏گیرند، از كودكى تا نوجوانى و تا جوانى طورى تربیت كنند كه از ادیان‏مطلقاً و اسلام، بخصوص از وابستگان به ادیان خصوصاً روحانیون و مبلغان متنفر باشند و اینان را عمال انگلیس در آن‏زمان و طرفدار سرمایه‏داران و زمین‏خواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالى در بعد از آن معرفى مى‏نمودند، واز طرف دیگر با تبلیغات سوء، روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بى‏دینى‏و بى‏بند و بارى و مخالفت با مظاهر اسلام و ادیان متهم مى‏نمودند.

نتیجه آنكه دولتمردان، مخالف ادیان و اسلام وروحانیون و متدینان باشند و توده‏هاى مردم كه علاقه به دین و روحانى دارند، مخالف دولت و حكومت و هرچه‏متعلق به آن است باشند و اختلاف عمیق بین دولت و ملت و دانشگاهى و روحانى راه را براى چپاولگران آنچنان بازكند كه تمام شؤون كشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخایرملت در جیب آنان سرازیر شود، چنانكه دیدید به سر این‏ملت مظلوم چه آمد و مى‏رفت كه چه آید! اكنون كه به خواست خداوند متعال و مجاهدت ملت، از روحانى ودانشگاهى تا بازارى و كارگر و كشاورز و سایر قشرها، بند اسارت را پاره و سد قدرت ابرقدرتها را شكستند و كشور را ازدست آنان و وابستگان نجات دادند، توصیه اینجانب آن است كه نسل حاضر و آینده غفلت نكنند و دانشگاهیان وجوانان برومند عزیز هرچه بیشتر با روحانیون و طلاب علوم اسلامى پیوند دوستى و تفاهم را محكمتر و استوارترسازند و از نقشه‏ها و توطئه‏هاى دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنكه فرد یا افرادى را دیدند كه با گفتار و رفتار خوددرصدد است بذر نفاق بین آنان افكند، او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نكرد از او روگردان شوند و او را به انزوابكشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند كه سرچشمه را به آسانى مى‏توان گرفت.

به امید تحقق این آرمان والاى حضرت امام1 توفیق این دو قشر و مسؤولین محترم را در ایجاد چنین وحدتى از خداى‏بزرگ مسألت مى‏نماییم.

نظرسنجی

» بازدید کننده محترم گروه سنی شما کدام است؟

درباره وب سایت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آدرس های اتصال:
    www.Ahmadnia.org
    www.irmojri.ir

    سامانه پیام کوتاه اختصاصی سایت:
    611 60 20 5000

    شماره تماس :
    09157065630

    شماره نمابر:
    02189775630

آخرین عناوین