تبلیغات
تارنمای شخصی امیرحسین احمدنیا - مطالب متن مجری

بخش های سایت

-  
صفحه نخست وب سایت شخصی امیرحسین احمدنیا

مطالب خواندنی

آموزش مجری گری و فن بیان

مناسبت ها

نمونه متن مجری

احمدنیا

موضوعات

نویسندگان

  • تعداد پست ها: [cb:blog_category_post_count]

انتشار اولین برنامه اندروید آموزش فن بیان ، مجریگری و گویندگی گروه وسا


با سلام
اولین برنامه اندروید گروه تخصصی وسا ، با عنوان آموزش فن بیان ، مجری گری و گویندگی تولید و در محیط بازار اندروید منتشر شد.
این نرم افزار حاوی نکات و دروس کلی برای بیان بهتر و فن بیان و نیز آموزش تخصصی مجریگری و گویندگی می باشد.



توضیحات در کافه بازار :
اشتباه نکنید، این نرم افزار فقط یک نرم افزار تخصصی نیست ، نرم افزاری است که برای همه مفید است ، برای ارتباطی بهتر و موثر تر با دیگران!

توجه : به زودی آپدیت های بعدی با مطالب جدید منتشر خواهد شد.

نرم افزار آموزش فن بیان ، مجری گری و گویندگی  کاری از گروه تخصصی وسا است.

این نرم افزار با هدف کمک به عموم مردم جهت ارتباطی بهتر و موثر تر و البته علاقه مندان به رشته های مذکور تهیه و تولید گشته.

مراحل مختلف تهیه و تولید این نرم افزار ، اعم از جمع آوری و نگارش و ویرایش مطالب زیر نظر امیرحسین احمدنیا ، مجری ، گوینده و خبرنگار انجام شده است.



یک حدیث زیبا

امام علی علیه السلام :

إذا طابَقَ الكَلامُ نِیَّةَ المُتَكَلِّمِ قَبِلَهُ السّامِعُ ، وَ إذا خالَفَ نِیَّتَهُ لَمْ یَحْسُنْ مَوْقِعُهُ فی قَلْبِهِ

هرگاه سخن گوینده ، هماهنگ باور درونی اش باشد ، شنونده آن را می پذیرد .

و هر گاه با باور درونی اش همسو نباشد، در قلب و جان شنونده ،  پایگاه خوبی

نخواهد داشت  .

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِکَم و دُرَر الکَلِم : ۱۳۳

به یاد گذشته.... ( بخشی از اجراهای حقیر در سال های قبل)

تذکر : این مطلب جزء مطالب ثابت است و همیشه در ابتدای مطالب قرار دارد.


قسمتی از این برنامه :
[http://www.aparat.com/v/PsAcX]



اجرا و قرائت قسمتی از وصیت نامه شهید سعید زقاقی توسط امیرحسین احمدنیا

[http://www.aparat.com/v/R4YT9]



قرائت زیارت شهدا (در یادو...
در مورد حجاب و شهدا (امی...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...
قسمتی از مستند عطر یاران ...
قسمتی از پیش تولید قسمت 5...
بخشی از مستند شهدا ی شهرس...
امیرحسین احمدنیا در مسابق...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...

شهادت امام رضا(ع) بر عموم عاشقان حضرتش تسلیت باد.

پوستر شهادت امام رضا(ع)

من ندانم کیستم اما شما را دوســت دارم

   
هر که هـستم خاندان مصطفی را دوست دارم

مرغ روحم چون کبوتر پـر زند ســوی مدیـنه
   
هم خراسان هم نجف هم کربلا را دوست دارم

کمتر از آنم که باشـــــم بنده‌ی شاه ولایـت
   
گر چه خــــــــود آلوده‌ام اهل ولا را دوست دارم

دوستـــی از دوســـتان دوستان اهل بیتـم
   
هر که هستــم شیعیان مرتضی را دوست دارم

گــر نکیر و منکرم پرسند آوردی چه با خــود

در جواب هر دو گــــــویم من رضا را دوست دارم

آهوى دلم، دوان دوان مى ‏آید به سوی تو یا امام رضا...

امروز، تنها نه خیابان‏هاى خراسان که تمام رگ‏هاى عاشقانت، به گلدسته و رواقت ختم مى‏شود.

چشم‌ها در ایوان طلای تو، مثل گمشده‌ها به اصل خویش، ‌به روزگار وصل خویش باز می‌گردند.

خاطره سوزاندن جگرت، تا قیامت از ذهن خاک خراسان بیرون نمى‏رود.

تو آن جگرسوخته‏اى که آب را به زائرانش هدیه مى‏کند؛ زیرا اولاد على (علیه‏السلام) از عزیزترین‏هاى خود مى‏بخشیدند و من در صحن تو، به دنبال اشاره‏هایى مى‏گردم که با آن حرف مى‏زنى؛ مثل پرواز همان کبوتران که با گندم‏هاى محبت تو، عمرى است اسیر رهایى در آسمان همجوار تو هستند.

باور کن اشک‏ها براى زیارت تو، لحظه شمارى مى‏کنند و نفس‏ها، حبس مى‏شوند تا کبوترانه، پیش پاى ضریحت بپرند؛ نکند لیاقت کبوتر شدن در آسمان حرمت را نداشته باشیم؟

كبوتران مسافر را بنگر؛ رنج دوری را به جان می‌خرند تا نزدیك باشند به تو؛ كسی كه تو را دارد، غریب نخواهد شد.

آقا، اگر چه «غریب‌الغربا»یت می‏گویند، اما در این سرزمین، در میان امواج ارادت و عشق دل‏های پاک، شناوری.

زائری بارانی‌ام، آقا به دادم می‌رسی؟

بی‌پناهم، خسته‌ام، تنها، به دادم می‌رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی‌ام

ضامن چشمان آهوها، به دادم می‌رسی؟



تا همیشه وام‌دار پیامبری‌اش هستیم....

این مطلب مر بوط به بخش های : مناسبت ها ، متن و شعر اجرا ، متن ادبی ، متون مورد نیاز مجریان سخنرانان و روابط عمومی ها ی سایت می باشد

از مدینه مپرس که

غم‌زده و جامه‌چاک، در گوشه‌ای

نشسته است و ناگزیر است در این اندوه.

دریای بی‌کرانه‌ای که اینک در بستر آرمیده است

و نفس‌های مهربانش به شماره افتاده‌اند، سال‌های سال،

ستون‌های عرش را بر دوش کشیده و عمری، دلیل هستی بوده است.

زمین، کسی را گم کرده است؛ کسی که رد گام‌هایش،بهشت را

به ارمغان جای گذاشت و دست‌های بر آسمان برآمده‌اش،

باران را به جای خشکسالی می‌آورد؛ کسی که بودنش،

کـابـوس را از خـواب کـائنات سـتـرده بـود؛ او که نامش،

برجاهلیت زمین تاخت وفطرت‌ها را به اوج پاکی برد.

مردی از دنیا می‌رود که دنیا،چشم انتظارش بود

تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم‌هایش،

به پایان برساند...


مردی که دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهای

سطر پیامبری و نامه رسالت را مُهر بنگارد

با نقش نگین خاتمیت.

مردی از دنیا می‌رود که آخرت

را همچون پنجره‌ای دیگر بر نگاه‌های بشر گشود،تا بنگرند،

تا بدانندکه ساحل‌نشینان دنیا را روزنه‌ای هستکه می‌تواند

به دریای آخرت برساندشان؛ مردی که دنیا و آخرت را همچون

دو چشم در کنار هم،همچون دو بال برای یک پرنده به تصویر کشید؛

مردی که دست‌های دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت.

مردی از دنیا می‌رود که انسان‌ها را گره زد به

وظیفه خویش؛مردی که زیر بازوی عقل را گرفت تا برخیزد،

مرهم بر زخم‌های معنویت نهاد تا جان بگیرد و ایمان را همچون

شعله‌ای همواره سوزان، در چراغدان جان و روان آدمی برافروخت

تا از تیرگی‌ها نهراسد و در تاریکی‌ها نمیرد.


هنوز صدای «إِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذیِ خَلَقَ» است که می‌آید و در غارهای تفکر مشتاقان، ندای عرش را برمی‌انگیزد.


هنوز صدای «اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الاْءَکْرَم»، دیدگان حقیقت طلب را به خوانش صحیفه‌های رحمت فرا می‌خواند و دست‌های شکرگزار را به نوشتن کتیبه‌های تفسیر.


پیامبر می‌رود؛ ولی...


تا همیشه وام‌دار پیامبری‌اش هستیم....

بوی محرم در کوچه های شهر

این مطلب مر بوط به بخش های : مناسبت ها ، متن و شعر اجرا ، متن ادبی ، متون مورد نیاز مجریان سخنرانان و روابط عمومی ها ی سایت می باشد

این روزها با آغاز ماه محرم، حال و هوای شهر باز هم بوی اسپند و آتش گرفته و نوای نوحه های عاشورایی در دل کوچه پس کوچه ها، خبر از آمدن ماهی می دهد که اسلام را در دل تاریخ زنده نگه داشته است، مراسم محرم اما در سالهای اخیر با بدعت هایی همراه شده است که گاه هدف اصلی این جنبش عاشورایی را زیر سوال می برد.

محرم

بقیه در ادامه مطلب :

تو طبیب همه ای ؛ از چه تو بیمار شدی؟

فرمانده بمیرم که تو بر تخت نباشی
مشغول مداوای بسی سخت نباشی
من حاضرم هر روز کفن پوش شوم ،لیک
حتی نفسی داخل این رخت نباشی


رهبر انقلاب در بیمارستان

جهت سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات

دو حکایت کوتاه بلند معنا

نادر شاه افشار ، سید هاشم خارکن، عارف نامی نجف را در میان راه دید، به او گفت :

شما واقعاً همت کرده اید که از دنیا گذشته اید .

سید هاشم نگاهی به او کرد و گفت: در حقیقت شما همت کرده اید که از آخرت گذشته اید

 ………………………………………………………………………………………………………………………………………….

حضرت سلیمان (علیه السلام) موری را دید ، فرمود: قوت یکساله ات چیست؟

مورچه گفت: دو گندم

سلیمان دو گندم به او داد و او را در حقه ای گذاشت . سالی گذشت و سلیمان حقه را گشود.

یک گندم مانده بود . سلیمان گفت : از چه رو یک نخوردی ؟!

مور گفت : ا زآن رو که آدمی فراموش کار است و ترسیدم فراموش کنی سر سال حقه بگشایی.

گفتم سالی دیگر زنده بمانم…..

متن و شعر زیبا دهه فجر

دهه فجر

در   مجلس  ما  عطر   میامیز   که  ما  را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است


حال که امام عاشقان و مقتدای عارفان رخت به دیار ملکوت کشیده و در جوار رفیق اعلا آرمیده است در این ایام مبارک دهه ی فجر امید داریم که حقایق و معارف گفتارها، رفتارها و کردارهای آن بزرگوار، سالکان الی الله را چراغ راه و عارفان را شمع جمع و مناجاتیان را ذکر خلوت انس باشد.

اینک آن روح قدسی که اسلام را از پس قرن ها غربت تجدید کرد و دیگر بار سبب شکوه و عزت مسلمین گشت در رضوان الهی و جایگاه صدق، نزد ملیک مقتدر، مقام گرفته و آن نفس مطمئن در جوار محبوب ماوا گزیده، بر روان تابناکش صلوات و سلام نثار می کنیم و بر تربت منور او درود و تحیت می فرستیم.

12 بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاریخی از امام خمینی(ره)‌ گرامی باد

AWT IMAGE

12 بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاریخی از امام خمینی(ره)‌ گرامی باد

 مردم ایران در 12 بهمن سال 57 حماسه بی سابقه ترین استقبال تاریخ معاصر را رقم زدند استقبال از مردی که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبری بود که نمونه ای از حکومت اسلامی را در نظام جهانی بنیان گذاشت و این گونه شد که "حق آمد و باطل رفت"

با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی و سردمداران غربی پشتیبان این رژیم، به عنوان نخست وزیر باقی مانده بود. در طرف مقابل، تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصمم‌تر می‌شد و شعار 'استقلال،‌ آزادی، جمهوری اسلامی' به عنوان اصلی ترین خواسته مردم در نهضت انقلابی به رهبری امام خمینی مطرح می‌شد.

امام خمینی که شرط ورود خود را به کشور، خروج شاه، اعلام کرده بودند، با فرار شاه در 26 دی 1357، تصمیم به بازگشت گرفتند و قرار بود این رجعت تاریخی در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گیرد اما بختیار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام این امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگین به خیابان ها ریخته و با تحصن و شعارهای کوبنده، دولت بختیار را تحت فشار شدیدی قرار دادند. در همین زمان رییس شورای سلطنت، سید جلال تهرانی،‌ در پاریس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.

سرانجام، تحصن‌ها و تظاهرات عظیم مردم، بختیار را مجبور کرد،‌ فرودگاه ها را باز کند. کارکنان اعتصابی تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آماده‌اند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود.

 روز 12 بهمن 1357، پرشکوه ترین استقبال تاریخی رقم خورد و هواپیمای ایرفرانس در حوالی ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبی آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاک میهن اسلامی گذاشتند.

 امام خمینی پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند. این در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران ساخته بود روح الله خمینی پس از سال‌ها دوری و تبعید به کشور بازگشت و حضور میلیونی مردم که صف استقبال کنندگان را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا تشکیل می داد، حاکی از عشق و علاقه بی‌نظیر آنها به رهبر خویش بود و این گونه شد که مردم ایران تاریخی ترین استقبال در طول تاریخ معاصر را رقم زدند.

حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می‌کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی‌توانم جبران کنم. ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه‌های فساد ترغیب کردند.

 امام از فرودگاه مستقیما به بهشت زهرا (س) رفتند و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب اسلامی، سخنرانی تاریخی خود را در آنجا ایراد کردند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در اولین سخنرانی خود در میان انبوه مردم مشتاق در بهشت زهرا(س)، فرمودند:' من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی‌ای در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. محمدرضا پهلوی فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد و قبرستان‌های ما را آباد.

در این سخنرانی بود که امام آن جمله فراموش نشدنی و تاریخی را فرمودند: 'من دولت تعیین می‌کنم، من توی دهن دولت می‌زنم ... من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم. '

 دهها خبرنگار و عکاس و فیلمبردار به ثبت این رویداد تاریخی پرداختند. جمعیت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا(س)، بین 4 تا 8 میلیون نفر تخمین زده می‌شد. در این سخنرانی امام نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: 'من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم.' بدین ترتیب از ورود امام 10 روز تاریخی که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپری شد تا طومار رژیم پهلوی و 2500 سال استبداد شاهنشاهی برای همیشه در هم تنیده شود.

رحلت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)،شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت عالم آل محمد حضرت امام رضا(ع) تسلیت باد

28صفر

کبوتر بی قرار دل فاصله مشهد الرضا تا مسجد النبی و بقیع را با التهاب طی می کند.

گاهی بر بام سقاخانه ی طلایی ماوا می گیرد ، گاهی بر گنبد خضرا می نشیند وزمانی بر زمین بقیع اما باز هم آرام نمی شود... سنگینی لحظه ها را حس می کنی؟!

سخت است باور رفتن رحمت بی پایانی چون تـــــو از میان آدمیان... تـــــو که

بهترین بنده خدا و زیباترین آفریده اویی... تـــــو که رحمته للعالمینی... ازوصف

مهربانی هایت عاجزم و از شرح دلتنگی خویش در نبودنت... در هر نمازم به

حقانیت رسالت آسمانی ات گواهی می دهم و تو می دانی که چقدر از کوتاهی خویش در به دوش کشیدن پرچم رسالتت شرمسارم... زمانی که ظلمت وجودم طغیان می کند ، در آخرین لحظات دست نوازشی بر سرم می کشی و باز هم من می مانم و فهم ناچیزم از شناخت تـــــو! از شناخت تـــــو و فرزندانت...

از کریم اهل بیت برایت بگویم؟! از شبیه ترین مخلوقات به تـــــو حتی در روزی که به سوی محبوب پر کشید!... از غربت مظلومانه اش و از بی انتهایی کرم و

بخشندگی اش... یا از رئوف ترین ضامن آهو که هنوز هم زنجیر این دل سیاه از

حلقه های پنجره فولادش گشوده نشده... نه مرا چگونه توان درک عظمت اقیانوس؟!!

من همان ماهی کوچکم که تشنه قطره آبی است که اگر به لطف تـــــو به او بخشیده شود شاید اندکی از پرده های غفلت چشمانش کنار رود و گام های کوچکش برای یاری فرزند نجات دهنده ات در مسیر صحیح هدایت شود...سلام بر تــــو ای آخرین فرستاده خدا در زمین که با آمدنت نعمت بر بندگان خدا تمام شد و دینشان کامل .

سلام و درود بی پایان خدا و فرشتگانش بر تـــــو و فرزندانت باد :

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

27 آذر - شهادت شهید دكتر مفتح

27 آذر ماه سالروز شهادت روحانى مبارز شهید دكتر مفتح

شهید دکتر مفتح

بیست و هفتم آذر، سالروز شهادت فرزند حوزه و مدرس مجاهد دانشگاه، آیةالله دكتر مفتح است.

این شهید حوزه ودانشگاه در 27 آذر ماه سال 1358 به دنبال تلاش مأیوسانه استكبار جهانى در جهت رویارویى با انقلاب اسلامى به‏دست گروهك آمریكایى فرقان به شهادت رسید.

آیةالله مفتح در سال 1307 هجرى شمسى در همدان به دنیا آمد و ازهمان كودكى تحت تربیت پدر فاضل خویش حجةالاسلام حاج شیخ محمود مفتح قرار گرفت......

بقیه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید:

27 آذر ، روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.

سالروز وحدت حوزه و دانشگاه

بیست و هفتم آذرماه، سالروز شهادت دكتر محمد مفتح و »روز وحدت حوزه و دانشگاه« است. نقش روحانى و دانشگاهى در جامعه و انقلاب ما، كمتر جاى بحث دارد. چون در خصوص تأثیر تعیین كننده آن، جاى‏ابهام و تردید نیست .

آنها همواره در این انقلاب، نقش پیشتازى خود را حفظ كرده‏اند و پیشاپیش.....

چهت مطالعه بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید:

25 آذرماه روز ملی پژوهش گرامی باد.

آشنایی با روز پژوهش

25 آذر در تقویم جمهوری اسلامی به عنوان روز پژوهش نامگذاری شده است.

هفته پژوهش از  25 آذر ماه با شعار «بدون پژوهش و مطالعه تصمیم گیری نکنیم» آغاز می‌شود و تا 29آذر ادامه دارد.

موفقیت روزافزون علم در شناخت جهان هدفدار و قانونمند که با تکیه بر ابتکارات خلاقیت‌های به ودیعه نهاده شده از سوی خدای متعال در وجود بشر و بهره برداری از قدرت شگرف اندیشه آدمی صورت گرفته، فضای زندگی جدیدی را برای انسان‌ها به ارمغان آورده است.

این فضای جدید و این تمدن نوظهور که خود برخاسته از تعاملات عمیق میان تمدنی و میان فرهنگی است، موجد خواست‌ها، نیازها، اندیشه‌ها مسائل و مشکلاتی است که به نوبه خود توسعه علم و اندیشه را می‌طلبند.

در این مسیر اندیشه‌های ژرف در قالب پژوهش‌های بنیادین صورت بحث پذیر به خود می‌گیرند و دستمایه انجام پژوهش‌های کاربردی می‌شوند تا خواست‌ها و نیازها را پاسخ گویند و راه‌حل‌های بهتر و بیشتری برای مسائل و  مشکلات جوامع بشری پیشنهاد کنند و همین جاست که نقش موثر و سهم بسزای بخش تحقیقات در روند تحولات جوامع آشکار می‌شود.‌

تحولات زندگی بشر در قرن بیستم نشان از گسترش روز افزون اهمیت علم و تحقیق داشت، به ویژه در نیمه  دوم این قرن کشورهای صنعتی و در حال توسعه با آگاهی از نقش پژوهش در خلق فن‌آوری و شتاب‌دهی برای توسعه، عمده توجه خود را مصروف تقویت و ارتقای بخش تحقیق نموده اند. از این روست که می‌توان گفت بین پیشرفت بخش تحقیق و شتاب توسعه فراگیر و پایدار در هر کشور ارتباط مستقیم برقرار است.

نقش پژوهش در توسعه همه‌جانبه پایدار چنان برجسته و انکارناپذیر است که می‌توان آن را بدون تردید نیروی محرک توسعه در همه حوزه‌ها اعم از فرهنگ، اقتصاد، سیاست و جامعه دانست. اما علی رغم اعتراف و اذعان نسبت به اهمیت مقوله پژوهش، این حوزه با دشواری‌های ساختاری و عملکردی فراوانی مواجه است.

نمونه تقدیر نامه پژوهشگر برتر/ مدیر پژوهشی برتر/سازمان پژوهشی برتر کشور

نمونه تقدیر نامه پژوهشگران / عمومی



25 آذر ماه روز ملی پژوهش گرامی باد.

روز پژوهش

روز پژوهش

تعریف پژوهش:

پژوهش، به معنای عام، بررسی یا كاوشی سخت كوشانه و به معنای خاص، تحقیق و تجربه‌ای جامع با هدف‌ كشف واقعیت‌های نو و تفسیر درست این واقعیت‌ها، تجدید نظر در نتیجه‌گیری‌ها، نظریه‌ها و قوانین پذیرفته شده در پرتو واقعیت‌های كشف شده و به كارگیری عملی نتیجه‌گیری‌ها، نظریه‌ها و قوانین جدید است. در معنایی دیگر، پژوهش فرایند رسیدن به راه حل‌های قابل اطمینان از طریق گردآوری، تحلیل و تفسیرداده‌ها به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده و نظام‌منداست.

اهمیت پژوهش:

پژوهش یكی از اساسی‌ترین نیازها برای نیل به پیشرفت و توسعة همه جانبة یك كشور است و قدرت و استقلال هر كشوری بر پژوهش و تولید علم استوار است. بنابر این نوع و سطح فعالیت‌های پژوهشی یکی از شاخص‌های اصلی توسعه و پیشرفت محسوب می‌شود. موفقیت در تمام فعالیت‌های مربوط به توسعه از جمله صنایع، کشاورزی و خدمات به نحوی به گسترش فعالیت‌های پژوهشی بستگی دارد. پژوهش یکی از محورهای مهمی است که ضامن پیشرفت و توسعة پایدار در هر کشور به شمار می‌آید. اگر پژوهشی صورت نگیرد، دانش بشری افزایش نخواهد یافت و دچار سکون و رکود خواهد شد. بدون انجام پژوهش، امور آموزشی نیز از پویایی و نشاط لازم برخوردار نخواهد بود. ازاین رو یكی از عوامل اساسی پیشرفت در كشورهای توسعه یافته، توجه خاص به امر پژوهش است. اصولاً پیشرفت و توسعه، ارتباط مستقیمی با تحقیقات علمی دارد و رشد و توسعة كشورهای پیشرفته در نتیجة سرمایه‌گذاری در بخش پژوهش است. حجم وسیع پژوهش‌های علمی در كشورهای توسعه یافتة صنعتی گویای این واقعیت است.

منطق پژوهش:

پژوهش، فرایندی منطقی و معقول است كه هدف آن كشف روابط بین پدیدارها است. به دلیل نظم و ترتیب حاكم بر پدیدارها و رویدادها، امكان تنظیم قوانین، اصول و نظریه‌ها در رشته‌های گوناگون فراهم شده است و این قوانین و اصول و نظریه‌ها، به نوبة خود گویای نظم و همسانی موجود در پدیده‌هاست.

كاركرد پژوهش:

روز پژوهش

– پژوهش دانش نو می‌آفریند.

-پژوهش امكان كشف كاربرد تازة دانش كهن را فراهم می‌سازد.

- پژوهش به آموزش بهتر می‌انجامد، چرا كه دانش نو و برنامه‌های آموزشی، مكمل یكدیگرند.

- پژوهش می‌تواند منبع درآمد باشد. پژوهشی كه سرمایه‌ای برای انجام آن در نظر گرفته می‌شود یك منبع مالی است.

- پژوهش موجب حل مسأله‌ها و تضادهای جامعه می‌شود.

-پژوهش به بشر این توانایی را می‌دهد كه بهتر با دنیای پیرامون خود رابطه برقرار كند و به اهدافش دست یابد.

-پژوهش موجب پیشرفت جامعه می‌شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به منظور گسترش فرهنگ پژوهش در جامعه، روز ?25 ?آذر از سوی «شورای فرهنگ عمومی كشور» به نام روز پژوهش نام‌گذاری شد. وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیز از سال ?1379 ?چهارمین هفته آذر ماه را به نام هفتة پژوهش نام‌گذاری كرد و از سال ?1384? این نام به «هفته پژوهش و فناوری» تغییر یافت .ارج نهادن به مقام شامخ پژوهشگران و تجلیل از پژوهشگران برتر، شناسایی و طرح مشكلات و چالش‌های پیش روی و ارتقاء سطح پژوهش و فناوری در كشور از جمله اهداف این اقدام بود. در این راستا هر سال مراسم هفتة پژوهش با مشاركت بیشتر دستگاه‌های اجرایی كشور برگزار می‌شود. تقدیر از مقالات برتر، تقدیر از پژوهشگران‌ نمونه، تقدیر از مدیر تحقیق نمونه، تقدیر از پروژه‌های برتر و انتشار كارنامه پژوهشی در هر سال از مهم‌ترین برنامه‌های این هفته است.

مجوعه صدای ماندگار آذر ماه به 25 آذر،روزپژوهش اختصاص یافته است. به این مناسبت گزیده ای از مصاحبه با شخصیت های مبرز در حوزه تحقیقات علمی را عرضه می نماید.

جمع بندی

موفقیت روزافزون علم در شناخت جهان هدفدار و قانونمند كه با تكیه بر ابتكارات خلاقیت‌های به ودیعه نهاده شده از سوی خدای متعال در وجود بشر و بهره برداری از قدرت شگرف اندیشه آدمی صورت گرفته، فضای زندگی جدیدی را برای انسان‌ها به ارمغان آورده است.

این فضای جدید و این تمدن نوظهور كه خود برخاسته از تعاملات عمیق میان تمدنی و میان فرهنگی است، موجد خواست‌ها، نیازها، اندیشه‌ها مسائل و مشكلاتی است كه به نوبه خود توسعه علم و اندیشه را می‌طلبند.

در این مسیر اندیشه‌های ژرف در قالب پژوهش‌های بنیادین صورت بحث پذیر به خود می‌گیرند و دستمایه انجام پژوهش‌های كاربردی می‌شوند تا خواست‌ها و نیازها را پاسخ گویند و راه‌حل‌های بهتر و بیشتری برای مسائل و  مشكلات جوامع بشری پیشنهاد كنند و همین جاست كه نقش موثر و سهم بسزای بخش تحقیقات در روند تحولات جوامع آشكار می‌شود.‌

تحولات زندگی بشر در قرن بیستم نشان از گسترش روز افزون اهمیت علم و تحقیق داشت، به ویژه در نیمه  دوم این قرن كشورهای صنعتی و در حال توسعه با آگاهی از نقش پژوهش در خلق فن‌آوری و شتاب‌دهی برای توسعه، عمده توجه خود را مصروف تقویت و ارتقای بخش تحقیق نموده اند. از این روست كه می‌توان گفت بین پیشرفت بخش تحقیق و شتاب توسعه فراگیر و پایدار در هر كشور ارتباط مستقیم برقرار است.

نقش پژوهش در توسعه همه‌جانبه پایدار چنان برجسته و انكارناپذیر است كه می‌توان آن را بدون تردید نیروی محرك توسعه در همه حوزه‌ها اعم از فرهنگ، اقتصاد، سیاست و جامعه دانست. اما علی رغم اعتراف و اذعان نسبت به اهمیت مقوله پژوهش، این حوزه با دشواری‌های ساختاری و عملكردی فراوانی مواجه است.

کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود"

  از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود"

                                             حاوی نوشته های شهید چمران:

    ملتی که بزرگترین طاغوت ها را به زیر کشیده است و بزرگترین ارتش ها را شکسته، قادر

    است که به مشکلات فرعی غلبه کند.وجود مشکلات برای تکامل یک نهضت ضروری است.

    آن را می پرورد و قوی می کند.سنت خدا بر این قرار دارد که مبارزه حق با باطل همیشگی

    باشد و تکامل از خلال مبارزه به دست آید.مردم در خلال سختی و مشکلات پخته و آزموده

    میشوند.آسایش و راحتی و موفقیت همیشه رخا و سستی و عقب مانـدگی به وجـود آورد

    غنی و بی نیازی و پیروزی دایمی ایجاد فساد و طغیان می کند ،ان الانسان لیـطغی ان راه

    استغنی (سوره علق 6و7)

    اگر آدمی هـمـیـشه در بستر حـریـر بخوابد و هـمیـشـه همای سعادت را در آغــوش بـگــیـرد

    و همیشه در همه مبارزات پیروز باشد آن گاه لذت ییروزی و سعادت او از بیـن خـواهـد رفــت

    و آدمی از تکامل باز خواهد ماند . . . 

                      

یک هشدار تامل برانگیز!؟?!

یک هشدار و شاید یک زنگ بیداری برای زنده های مرده!
نمی دانم بعضی از ما انسان ها آن قدر غرق در اقیانوس های دنیایمان شده ایم که حتی لحظه ای مجال فکر کردن نداریم.....
بعضی هامان آن قدر گفته از ناگفته ها داریم و می دانیم که نمی دانیم اما باز هم خودمان را گول می زنیم و می گوییم ما که  می دانیم و خوب هم می دانیم(درحالی که در همان لحظه می دانیم که هیچ نمی دانیم!)!!......
بعضی هامان بین دانسته ها و ندانسته ها مانده ایم...
برخی خوب می فهمند و خوب درک می کنند که این کلمات یعنی چه...!
تا کی و تا کجا گناه؟ ، تا کجا غرق هوس بودن؟، تا چه زمان اشک مهدی (عج) در آوردن؟
آن قدر سنگ دل شده ایم که قاتل نفس و وجود و روح و معنویت هستیم و حتی نمی فهمیم...
فکز می کنیم فقط یزید ها و شمر ها (که لعنت خدا بر آن ها باد) ظالمند!!!
نه بعضی مان خیلی ظالمیم!!
ظالم بوجود خودمان،ظالم به نعمات الله،ظالم به داشته و نداشته ها!
دلم پر است و وقت و بعضی فهم ها اندک.....
دیگر نگویم چون ممکن است فردا بگویند آن چیز که گفتی و ندانستی چه گفتته ای است گفته های تو ، تورا بدبخت کرد!
در میان این کلمات ، فهم و قضاوت با شما
به تصویر زیر خیره شوید و مدتی فکر کنید....شاید همین کافی باشد برای بیدار کردن زنده های مرده......


الته که این هشدار برای همه نیست
فقط برای انانیست که مثل من غرق در ندانم کاری های خودشان اند!!!

شعر و نوحه زیبا شب پنجم محرم (حضرت عبدالله ابن حسن (ع))

کشته ی دوست شدن در نظر مردان است

پس بلا بیشترش دور و بر مردان است

یازده ساله ولی شوق بزرگان دارد

در دل کودک اینها جگر مردان است

همه اصحاب حرم طفل غرورش هستند

این پسر بچه ی خیمه، پدر مردان است

بست عمامه؛ همه یاد جمل افتادند

این پسر هرچه که باشد پسر مردان است

نیزه بر دست گرفتن که چنان چیزی نیست

دست بر دست گرفتن هنر مردان است

بگذارید ببینند خودش یک حسن است

حرف در خیمه شدن بر ضرر مردان است

 

**گرچه ابن الحسنم پر شدم از ثارالله

بنویسید مرا یابن ابی عبدالله

 

مصحف ما، چه به هم ریختنت وای عمو

چقدر تیر نشسته به تنت وای عمو

همه ی رخت تو غارت نشده...پاره شده

بس که یکپارچه با پا زدنت وای عمو

آمدم تا که اجازه بدهی و یک یک

نیزه ها را بکشم از بدنت وای عمو

جان نداده همه بالای سرت جمع شدند

چه شلوغ است سر پیرهنت وای عمو

آنقدر نیزه زیاد است نمیدانم که

بکشم از بدنت یا دهنت؟ وای عمو


استاد لطیفیان

شعر و نوحه زیبا شب چهارم محرم (طفلان حضرت زینب)

کربلا شُـُـُد، دیگه غوغــا،حالا دیگه نوبت زینب رسیده

همه گفتَـَن ، که از امروز ، دیگه زینبم یه مادر شهیده

میگه زینب ، به سپاهش ، که با اینکه کوچیکین مرد نبردین

میگه آروم،توگوشاشون، برید اما دیگه زنده برنگردین

 

داره زره و کلاهش ، به تن سپاهش ، می پوشونه

اشک از ، چشاشون میباره،آخرین دیداره ، خوب میدونه

 

(زینب ، وازینبا زینب وازینبا زینب زینب(2) )(2)

 

دو براد َََََ َ َر ، مثل شیر َ َن ،دشمن از نبردشون میشه پریشون

همه لشگر، شدفراری ، نوه های حیدرن میان به میدون

رباب از دور، توی خیمه،صدای شهادتینشون رسیده

دم آخر ، توی میدون ، پیششون دایی حسینشون رسیده

 

زینَـَـَب ، دلشوره می گیره ،نزدیکه بمیره قلبش می زد

ترسیـد ، شرمنده شه داداش ، بالا سر طفلاش،اون نیومد

 

(زینب ، وازینبا زینب وازینبا زینب زینب(2) )(2)

شعر و نوحه زیبا شب سوم ماه محرم(1)

یه دختری تو خیمه ها خواب اسیری می بینه

خواب می بینه رو صورتش گرد یتیمی می شینه

خواب می بینه گهواره رو دارن به غارت می برن

بچه ها رو به قتلگه برا زیارت می برن

خواب می بینه تنگ غروب خیمه ها رو می سوزونن

راه فرار بسته شده بچه ها رو می سوزونن

خواب می بینه که نیمه شب گم شده تو بیابونا

یه بانوی قد خمیده میگه بیا بیا بیا

خواب می بینه که روی ماه جوهر نیلی می زنن

نا نجیباتو قتلگاه عمه رو سیلی می زنن

خواب می بینه محاسن بابا تو دست دشمنه

به زیر دشنه ی عدو چه دست و پایی می زنه

خواب می بینه سر بابا رو نیزه قرآن می خونه

می خواد لباشو ببوسه نمی تونه نمی تونه

خواب می بینه سواره ها گوشواره هاشو می برن

خواب می بینه جلو چشاش سر بابا رو می بُرن

خواب می بینه که نیمه شب گم شده تو بیابونا

یه بانوی قد خمیده میگه بیا میگه بیا

رقیه جان(2)

 

 

فرارسیدن ماه محرم بر همه عاشقان اهل بیت (ع) تسلیت باد

خیمه‌ی دل، بوی محرم گرفت


امام حسین (ع) فرموده‌اند:

بترس از ستم کردن بر کسی که به جز خدا، یاوری ندارد.     (بحارالانوار، ج 78، ص 118)


بـــوی محــــرم

دوباره بـــوی محــــرم دوباره بـــوی حسین (ع)

دوباره نوشش می از ســـــر سبوی حسین (ع)

دوباره مــــــاه تأثــــــــر، دوباره مــــــاه عــــــزا

دوباره ســــینه زدن در میان کـــــوی حسین (ع)

دوباره شهــــــر بپوشــــــد به تن لباس ســـیاه

رواج هیئــت و مسجـــد، ز آبــــروی حسین (ع)

دوباره ذکـــــر حسین، بر لبان پیــــــر و جــــوان

دوباره نغمه «هل من» رسد ز سوی حسین (ع)

دوباره یاد شهیــــــــدان کــــــــــربــــــــلا کردن

دوباره خوی گرفتن به خـــلق‌وخــوی حسین (ع)

دوباره لطف خدایی بــــــــرای شخص زهیــــــر

و نیـــــک عاقبتی بعــــد گفتگــــوی حسین (ع)

دوباره حـــــــر پشیمان به محضـــــر مـــــــــولا

عوض نمـــودن دنیا به تار مـــــــــوی حسین (ع)

دوباره قاســــــم و اکبـــــر، عمـــویشان عباس

فــدای حق شده در جنگ با عــدوی حسین (ع)

دوباره علقـــــمه و قتـــــلگاه شاه شهیـــــــــد

دوباره نالـــــــه زینب به جستجـــوی حسین (ع)

گرفتنش به بغل جســـــم بی ســـر مــــــــولا

دوباره بوســـــــه زدن بر رگ گلـــوی حسین (ع)

دوباره شـــــــام غـــــریبان، به خیمه‌ها آتــــش

زنان دربه‌در و خــــــواهــــر نکـــــوی حسین (ع)

دوباره یــــــــــاد اســـــــارت بـــــــــرای آل الله

و یاد ســـــنگ پرانـی به رأس و روی حسین (ع)

دلــــــــــــم گرفته خدایا ز ماتـــــــم مـــــــــولا

نما تـــو قسمت من، زائری به کـوی حسین (ع)


*****

تقویم رو که نگاه کرد، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.

دوباره زمان دلدادگی از راه رسیده بود.

اشک‌هایی که یکی یکی می‌غلتید و از گونه‌هاش می‌چکید رو پاک کرد.

یا علی گفت و از جاش بلند شد و به سمت لباس‌هاش رفت.

تک تک لباس‌هاش رو زیر و رو کرد تا لباس مشکی رو پیدا کنه.

پیراهن مشکی رو هیچ وقت دوست نداشت، چون همیشه یادآور ناراحت کننده‌ترین لحظات زندگیش بود.

اما این بار هم مثل هر سال همین موقع، این احساس ناراحت کننده، جای خودش رو به حس دیگری داده بود.

به حس زیبای عشق؛ عشق به محرم؛ عشق به حسین (ع) ...



شعر و نوحه بسیار زیبا شب دوم ماه محرم

بر گوش جانم می رسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله(2)

یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است(2)

یا رب صدایش آشناست ، این گریه های زینب است

وقتی رقیه پرده ی محمل به بالا می برد

دل می برد او از عمو تا نام بابا می برد

بابا حسین باباحسین بابا حسین بابا حسین


یا اهل العالم(2) قتل الحسین بکربلا عطشانا

عطشانا(3)

باز محرم شد ، ماه ماتم شد،

دل عزادار عزای فخر آدم شد

باده ی غم کو ، رخت ماتم کو،

(کز شقاوت ماه قتل اسم اعظم شد(2))

دل پر از غم ،  دل پر ازغم ، دل پراز غم شد

غرق ماتم ، غرق مات، غرق ماتم شد

یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عطشانا

عطشانا(3)

پادشاه دیـــن ، چون فتاد از زیـــن،

رشــته امر خدا بگسسته از هم شد(2)

شعر بسیار زیبا هلول ماه محرم

دوباره ماه محـرم، رسـیده ماه عـــزا

غروب غربت جـانکـاه ســیدالشـهدا

صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است

فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیراست

خروش ناله‌ی حـیّ عـلی العزا در راه

دوباره قافـله‌ی روضـه هــای ثارالله

برات گریه دوباره به چشمـمـان دادند

به ما حسینیه‌ی‌ گـریه را نشـان دادند

حسینیه است؟نه، خیمه؟نه، کربلا اینجاست

مزار خون خدا فی قلوب من والاست

محـــرم آمده آقا صدایمان کــردی

برای عرض ارادت، جدایـمان کـردی

لیاقتی بده تا روضـه خـوان تو باشیم

عنایتی که فقط در امـان تو باشیــم

بگیر دست مرا وقت خسـته حالی ها

پری بده به دلـم در شکسته بالی ها

هنوز ندبه‌ی غم دررواق تو جاری است

هنوزداغ عطش بین باغ تو جاری است

صدای مرثیه‌ی آب آب می آید

صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید

هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست

هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست

امید اهل حرم می رود به قربانگاه؟

و یا به سوی منا می رود ذبیح الله؟

شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید

نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید

از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد

ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد

صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید

صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید

خمیده خواهری انگار می رود از حال

گمان کنم که رسیده حوالی گودال

میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟

میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد


عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک


عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک

دل سفـــر کن در منا و عید قـــــربان را ببین

چشــــمه‌های نــــور و شـــــور آن بیابان را ببین

سفــره‌ی مهمانی خاص خـــدا گـــردیده باز

لاله‌ی لبخند و اشـــک شــــــوق مهمان را ببین

دیو نفس از پا درافکن، سنگ بر شیطان بزن

هم شکستِ نفس را، هم مرگ شیطان را ببین

گـــریه و اشـــک و دعــا و توبــــه و تهلیل را

رحمت و لطف و عطا و عفــــو و غفـــران را ببین

روی حق هرگز نگنجد در نگاه چشـــــم سر

چشــــم دل بگشــا جمــال حی سبحان را ببین


 
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: خداوند متعال در روز عید فطر و عید قربان، به زمین با عنایت مى‌نگرد. پس، از خانه‌ها بیرون آیید تا رحمت به شما برسد.

عید قربان است؛ بندگان، پای جلسه امتحان الهی نشسته‌اند تا حساب اعمال خویش را بپردازند.

عید ایمان است؛ نفس‌های اماره را می‌آورند تا قربانی کنند به پای عشق. زبان‌ها در گرو یاد خداست و دل‌ها در گرو ریسمان محبت او.

عید انسان است؛ تا پرده‌های جهل را بسوزاند، تا زنجیرهای تردید را بگسلاند، تا نیم‌رخ ماه یقین، بیرون بیاید از پشت ابرهای سنگین مجاهدت و میوه‌های کشف و شهود به دست صاحبان بصیرت برسد.

خوشا سر به سودای معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست...

خوشا شیطان درون خویش را به بند کشیدن و از هر چه غیر دوست، چشم پوشیدن...

خوشا لحظه قربانی کردن بت‌های ظاهر و باطن به پای عشق و هم‌سفر شدن با راهیان کوی دلدار...

خوشا نوبت به زمین زدن ناقه‌های تکبر که اسباب زحمت آدمی‌اند و سد شده‌اند در مسیر رستگاری‌اش...

عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است.

عید قربان، سرآغاز حکومت توحید است و تولد ایمان و مرگ تردید.

عید قربان، عید تسلیم است و تعظیم شعائر الهی.

مبارک باد عید قربان، نماد بزرگ‌ترین جشن رهایی انسان از وسوسه‌های ابلیس.

پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس دو شب عید (فطر و قربان) را به خاطر پاداش خدا، به عبادت بپردازد، در آن روز كه دل‌ها مى‌میرند، دل او نمى‌میرد. (کتاب «مراقبات ماه رمضان»، صفحه 465)


شهادت امام محمد باقر(ع) تسلیت باد.

در میان قنـــــــــوت چشــــمانم

عکس یک قبـــــر خاکـــــی افتاده

سنگ غربت، شکسته بغضم را

دیده‌ام، صبــــــر خـــود ز کف داده

کاروان دل شکســـــته‌ی مــــن

رهسپار بقیــــــع ویــــــران است

زائــــــرم، زائـــــــر امامـــی که

از غمش سینه بیت الاحزان است




امام باقر (ع) فرموده‌اند: هیچ کس از گناهان سالم نمی‌ماند، مگر اینکه زبانش را نگه دارد. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص 178)

هنگام ورود به خاک بقیع، کفشهایت را که درمی‏آوری و پایت خاک این مزار را لمس می‏کند، دلت هم می‏شکند.

قبور بی‏سایبان مانده در برابر آفتاب، داغت را تازه می‏کند و بر غمی کهن و دیرین، اشک می‏ریزی و بغض مانده در گلو را در هوای بقیع، رها می‏کنی.

رنج‌نامه‌ی نانوشته شیعه، بر خاک و سنگ این مزار، گویاتر از هر زمان است.

یک طرف جمعی به دعای توسّل مشغولند و زمزمه‏کنان، طرف دیگر، دل‌هایی با آهنگ نوحه و مرثیه، به عمق مظلومیت «آل اللّه‏»، راه می‏یابند و می‏گریند.

دل‌ها، به خاکبوسی این چهار امام معصوم (ع) آمده‏اند.

در کناری، کسی آرام آرام، اشک می‏ریزد و در سوگ شهادت امام باقر(ع) مرثیه‌ای می‏خواند.

و اینجا، اشکها سخن می‏گویند.

سکوتِ زبان را هم زلال اشک، جبران می‏کند.

چشم‌های اشکبار، ترجمانِ دل‌های داغ‌دار و بی‏قرار است.

حرفی هم که نزنی،

کلامی و سلامی هم که نگویی،

چشمها و قطرات جاری اشک، هم روضه‏خوان مجلس است، هم گریه‏کنِ محفل...

لازم نیست کسی مرثیه بخواند،

بقیـع، خودش «مرثیه مجسّم» است.

اما شبِ بقیع همچنان خاموش است و تاریک...

مدینه و خیابان‌ها و بازارهایش، گرچه غرق نور است، اما وادی بقیع، در موج ظلمت و غربت فرو رفته است...

گویا اصلاً خورشیدی بر این خاک نخفته است. خورشیدی همچون امام باقر(ع)...

اما، روشنایی این وادی، از نور امامت سرشار است.

السلام علیك یا امام محمد باقر(علیه‌السلام)...

امام باقر (ع) فرموده‌اند: حسد ایمان را می‌خورد، چنانکه آتش هیزم را می‌خورد. (کافی، ج 2، ص 306)

مدح و ثنای خداوند / متون مورد نیاز مجریان و روابط عمومی ها

بنام آنکه نامش حرز جانست

کلید گنج هر صاحب بیانست

بنام او زبانها جمله گویاست

کلام ناطق از آن نغز و شیواست

....


ادامه ی این شعر زیبا را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید:

نظرسنجی

» بازدید کننده محترم گروه سنی شما کدام است؟

درباره وب سایت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آدرس های اتصال:
    www.Ahmadnia.org
    www.irmojri.ir

    سامانه پیام کوتاه اختصاصی سایت:
    611 60 20 5000

    شماره تماس :
    09157065630

    شماره نمابر:
    02189775630

آخرین عناوین