تبلیغات
تارنمای شخصی امیرحسین احمدنیا - مطالب تاریخی

بخش های سایت

-  
صفحه نخست وب سایت شخصی امیرحسین احمدنیا

مطالب خواندنی

آموزش مجری گری و فن بیان

مناسبت ها

نمونه متن مجری

احمدنیا

موضوعات

نویسندگان

  • تعداد پست ها: [cb:blog_category_post_count]

متن و صوت درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی 94/9/25 قم-دفتر مقام معظم رهبری

دانلود فایل صوتی - 12.26مگابایت
آن چه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری است كه در تاریخ 25/9/94، مطابق با چهارم ربیع‌الاول 1437 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.
-«متن را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید»-

مناسبت ها : 18شهریور سالروز در گذشت ناگهانى و مرموز جلال آل احمد (1348)

جلال آل احمد یا به تعبیر مقام معظم رهبرى جلال آل قلم در 11 آذر 1302 در خانواده اى روحانى در تهران چشم به جهان گشود. پدر او سید احمد حسینى (متولد 1266 شمسى ) تحصیلاتش را در حوزه مروى تهران گذرانده بود و او از روحانیون مبارز دوران استبداد رضاخانى بود.
تولد جلال مقارن با انقراض سلسله قاجاریه و به قدرت رسیدن رضاخان و عصر تاریك ستم بر روحانیون و مردم دیندار بود. پدر جلال كه امام جماعت مسجد و حاكم شرع محل بود در اعتراض به بى حرمتى هاى عمال رژیم و بدرفتارى آنان با مردم ، محضرش را بست و امامت جماعت را رها كرد و خانه نشین شد.
دوران كودكى جلال كه زمان بلوغ ظلم بود، هر روز ستم تازه اى بر مردم وارد مى شد و جلال در زیر سایه پدر و در این عصر بیداد و ظلم ، دوران دبستان را به پایان رساند و در پیش استاد پدرش مرحوم سید هادى طالقانى به تلمذ مشغول شد و چون پدرش عزم كرده بود كه از جلال جانشینى براى مسجد و محراب بسازد راضى نبود كه او وارد دبیرستان شود؛ زیرا پیش بینى مى كرد كه تحصیل در این مدارس به بى دینى مى انجامد. به همین سبب از تمام امكانات مادى و معنوى خویش بهره گرفت و سرانجام پس از ختم دوره دبیرستان ، جلال را به نجف اشرف و نزد برادر بزرگش سید محمد تقى فرستاد.
جلال به سال 1322 به قصد تحصیل در بیروت ، عازم نجف اشرف شد و سه ماه نزد برادر ماندگار شد. ولى بعد از سه ماه احساس عجیبى به او دست داد و از این سفر رو گرداند و به تهران بازگشت و در همان سال وارد دانشسراى عالى گردید و در رشته ادبیات مشغول تحصیل شد. جلال در پایان تحصیلاتش پایان نامه خود را درباره سوره یوسف به نام احسن القصص ارائه داد و یكسال بعد از فارغ التحصیلى از دانشگاه به خدمت وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش ) در آمد.
جلال آل احمد علاوه بر شغل معلمى به نویسندگى و روزنامه نگارى نیز مشغول شد و براى حزب توده كه در سال 1322 به عضویت آن در آمده بود به قلمزدن پرداخت . نویسندگى براى جلال پیشه و شغلى نبود كه از این راه زندگى كند، بلكه براى او وبالى شد كه عاقبت حیات وى را نتوانست تحمل كند. علت مرگ جلال را باید در ((جوهر قلم )) او جستجو كرد. جلال با به جا گذاشتن آثارى چون غربزدگى و خدمت و خیانت روشنفكران و خسى در میقات ، هویت اصلى رژیم حاكم را برملا ساخت .

 

بازگشت به خویشتن خویش
جلال در سال 1323 به خاطر نوشته هایش مورد توجه حزب توده قرار گرفت به طورى كه به عنوان مدیر روزنامه ((بشر)) ارگان دانشجویان حزب توده انتخاب گردید و سال بعد مدیر داخلى ((مجله ماهانه مردم )) ارگان تئوریك حزب شد و در كمتر از دو سال به عضویت كمیته ایالتى تهران انتخاب شد. جلال كه در اثر تنفر از مذهب ، به سوى حزب كشیده شده بود بزودى متوجه اشتباه خود شد. سر خوردگى اولیه جلال از حزب توده در سال 1326 پس از شكست مفتضح رهبرى حزب توده در حوادث تاریخى آن سالها و خیانت آشكار به ملت و كشور ایران آشكار گردید و در همین راستا او به همراه چندتن دیگر تصمیم به استعفاى جمعى از حزب گرفتند.
جلال در برابر خیانتهاى حزب احساس گناه مى كرد و خود را موظف به اقرار در برابر گناهانش مى دید. در این هنگام روسها از فرصت پدید آمده استفاده كردند و سعى نمودند جلال را جذب سوسیالیسم روسى نمایند و او بدون مجوز دولت ، خودش را به روسیه رساند، اما در بازگشت ، روسها را نیز ناامید كرد.
از آنجایى كه انسان موجودى است الهى و از جوهره الهى سهمى را داراست تا زمانى كه ایمان نیاورده زیانكار است ، مگر آن كه دل به حق بندد و به صبر توصیه شده اهتمام ورزد تا شاید نورى الهى بر دلش بتابد و به صراط مستقیم رهنمون گردد. جلال این سید غریب در آرزوى صداقتش از هر چه مكتب غیر خودى بود جز فریب و استثمار و استعمار چیزى یافت و بازگشت به خویشتن خویش را تنها راه نجات یافت . تا زمانى كه جلال به این حقیقت واقف نشده بود، مسافرى بود كه در دیار غربت به دنبال راه نجات مى گشت و خطر آن چنانى براى حكومت نبود. وقتى جلال به خویشتن خویش رسید، دیگر حكومت نمى توانست تحملش كند. او در پاییز 1332 و بعد از كودتاى 28 مرداد براى اولین بار به اسارت ساواك در آمد و در دیدار خود با تیمور بختیار اولین رئیس ساواك ، مجبور شد كه تعهد بدهد كه با سیاست كارى نداشته باشد، در این باره چنین مى نویسد:
((من از اردیبهشت ماه 1332، سیاست را بوسیده ام گذاشته ام كنار))
منظور جلال ، آن طور كه بعدها در عمل نشان داد سیاست به معناى گروه گرایى و حزب بازى بود كه دیگر پس از آن تاریخ كار تشكیلاتى و حزبى نكرد، اما سیاست به طور اعم را نه تنها نگذاشت بلكه هر روز بیشتر به آن پرداخت .
بعد از حادثه خونین 15 خرداد 1342 جلال با آن نظریه معروفش درباره روحانیت و امام ((ره )) یك خط اصلى ترسیم كرد كه تنها امید رهایى و بسیج توده ها در دست روحانیت آگاه است و نه در دست روشنفكران . كه این نظریه با پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در سال 1357 به رهبرى امام خمینى ((ره )) بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران به حقیقت پیوست .

 

مرگ مشكوك جلال
بعد از این كه جلال نسبت به روحانیت بویژه نسبت به امام خمینى ((ره )) اظهار علاقه نمود، ساواك به وحشت افتاد و به عناوین مختلف او را مورد تهدید قرار داد و سعى كرد كه جلال را از روحانیت جدا نماید. در سال 1347 تهدید به مرگ شد. ساواك مى خواست كه جلال را بدون سر و صدا از میان بردارد و به همین خاطر وى را به اسالم در استان گیلان (ویلاى تابستانى جلال ) تبعید نمود و سرانجام در یك صحنه ساختگى و مشكوك در روز سه شنبه 18 شهریور ماه 1348 بدون هیچ گونه سابقه بیمارى دارفانى را وداع گفت و توسط خانواده اش در تهران در مسجد فیروزآبادى نزدیك حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد. روزنامه ها با اشاره ساواك مرگ او را عادى جلوه داده و در اثر سكته قلبى قلمداد نمودند.

 

آثار جلال آل احمد
آثار جلال از نخستین بارى كه در سال 1322 چاپ شده اند با رنگ اجتماعى در برابر مسائل خرافى جامعه بیشتر موضعى انتقادى داشت ، اما پس از كودتاى 28 مرداد 1332 آثارش با گذشت زمان سیاسى تر شد و این امر در كلیه نوشته ها حتى در قصه هایش متجلى گردید.
جلال در 46 سال زندگى خود، نزدیك به سى سال نویسندگى كرد كه نتیجه آن حدود چهل اثر جاوید مى باشد كه به سه بخش داستان ، مقالات و سفرنامه و گزارشها تقسیم مى شود.
كتابهاى قصه و داستانى او عبارتند از: از رنجى كه مى بریم ، دید و بازدید، مدیر مدرسه ، سه تار، سرگذشت كندوها، نون و القلم ، پنج داستان ، سنگى بر گورى ، نفرین زمین . مقالات جلال عبارتند از: سه مقاله ، هفت مقاله ، ارزیابى شتابزده ، یك چاه و دو چاله و مثلا شرح احوالات ، غرب زدگى ، در خدمت و خیانت روشنفكران سفرنامه ها و گزارشات جلال عبارتند از: اورازان ، تات نشینهاى بلوك زهرا، جزیره خارك در یتیم خلیج ، و خسى در میقات .
بعضى از آثار جلال در زمان حیاتش به چاپ رسیده كه بعضا به نامهاى مستعار نیز بوده است و برخى از آنها در طى بیست سال بعد از مرگش ‍ توسط اوصیاى او به چاپ رسیده اند.

 

نامه جلال آل احمد به امام ((ره )) از بیت الله الحرام
مرحوم جلال آل احمد در سال 1343، نامه اى از بیت الله الحرام به محضر امام خمینى ((ره )) فرستادند. این نامه كه پس از آزادى ایشان از زندان در سال 1343، و انتقال امام ((ره )) به قم در 31 فروردین همان سال در مكه نگارش یافته است ، در پى یورش ساواك به بیت شریف امام ((ره )) در قم در سال 1345 به یغما رفت و بعد از پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در پرونده جلال آل احمد در ساواك كه بایگانى گردیده بود، پیدا شد. جلال در آغاز نامه خطاب به امام ((ره )) مى نویسد:
((آیة اللها
وقتى خبر خوش آزادى آن حضرت تهران را به شادى واداشت فقرا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بیت الله . این است كه فرصت دست بوسى مجدد نشد. اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده كه ، دیدم اگر آنها را وسیله اى كنم براى عرض سلامى بد نیست .
اول این كه مردى شیعه جعفرى را دیدم از اهالى الاحساء، جنوب غربى خلیج فارس ، حوالى كویت و ظهران ، مى گفت 80 درصد اهالى الاحساء و ضوف و قطیف شیعه اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابى خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادى شما شاد شد...))

 

نظر امام خمینى ((ره )) درباره جلال آل احمد
... آقاى جلال آل احمد را جز یك ربع ساعت بیشتر ندیده ام . در اوایل نهضت یك روز دیدم كه آقایان در اطاق نشسته اند و كتاب ایشان ، غربزدگى در جلوى من بود ایشان به من گفتند: ((چطور این چرت و پرتها پیش شما آمده است )) یك همچو تعبیرى ، و فهمیدم كه ایشان هستند. مع الوصف دیگر او را ندیدم . خداوند ایشان را رحمت كند.

 

نظر حضرت آیت الله خامنه اى ، رهبر معظم انقلاب اسلامى دربارهجلال آل احمد
((با تشكر از انتشارات رواق ، اولا به خاطر احیاء نام جلال آل احمد و از غربت در آوردن كسى كه روزى جریان روشنفكرى اصیل و مردمى را از غربت در آورد، و ثانیا به خاطر نظر خواهى ازمن كه بهترین سالهاى جوانیم با محبت و ارادت به آن ((جلال آل قلم )) گذشته است ....))

 

جلال آل احمد از زبان مرحوم آیت الله طالقانى
مرحوم آیت الله سید محمود طالقانى در شهریور 1358 درباره جلال آل احمد گفته اند:
اولا: باید بدانید كه ((جلال )) پسر عموى من بوده است و از بچه هاى ((طالقان )) بود. پدر ایشان از پیشنمازان خوش بیان و متعبد بود... جلال از بچگى با هوش بود و با هم معاشرت خانوادگى داشتیم . در سال 22 و 23 در خیابان شاهپور ((انجمن تبلیغات اسلام )) تشكیل داده بودند و ایشان از همان ابتدا عضو فعال آنجا بود، ولى وقتى مكتب كمونیستها به وسیله ((توده ))اى ها گسترش پیدا كرد، جلال عضو فعال و از نویسنده هاى حزب شد كه مسائلش را به صورت رمانتیك مى نوشت و در این اواخر بعد از اضمحلال ((توده ))اى ها مطالعاتش كه عمیق شد، تقریبا به ملت و آداب و سنن خودمان برگشت و به مذهب گرایش پیدا كرد. بهترین كتابهایش به نظر من ، دو كتاب ((غربزدگى ))و ((خسى در میقات )) اوست كه این خسى در میقات را در سفر حج خود نوشته است ، كه هم جنبه سیاسى دارد و هم فلسفه حج را در بعضى جاها خوب بیان كرده است . آن وقتهایى كه در شمیران جلسات تفسیر قرآن داشتیم ، به آنجا مى آمد... در این اواخر جلال خیلى خوب شده بود و به سنت اسلام علاقمند...))
مرحوم آیت الله طالقانى در جاى دیگر مى گوید:
... جلال به برداشتهاى عمیق و تعابیر جالبى درباره مسائل اسلامى رسیده بود.
بخصوص این اواخر، هر چه مى گذشت ، درباره اسلام و تشیع به بصیرت و بینش بهترى مى رسید. جلال در بعضى جلسات تفسیر قرانى كه داشتم شركت مى كرد و گاهى اظهاراتى هم داشت . یك بار با شوخى به من گفت : ((آقا شما هم ما را كافر مى دانید؟

مناسبت ها : فاجعه خونین هفده شهریور (1357)


17 شهریور مكرر عاشورا و میدان شهدا مكرر كربلا و شهداى ما مكرر شهداى كربلا و مخالفان ملت ما مكرر یزید و وابستگان هستند)))
امام خمینى ((ره ))
دولت جمشید آموزگار كه از نخستین روزهاى زمامدارى ، سیاست تحقیق مردم را پیش گرفته بود و با همان سازمانهاى امنیتى موجود، بحرآنهارا پشت سر بگذارد و رژیم را حفظ كند، نتوانست در برابر امواج توفنده انقلاب اسلامى پایدارى كند.
تظاهرات مردمى و راهپیمایى هاى عظیم روز به روز گسترش مى یافت و مراكز فساد و قمارخانه ها، كاباره ها مورد هجوم مردم قرار مى گرفت و اعتراضات مردمى علنى تر مى شد. به دنبال شكست كابینه آموزگار و ناتوانى دولت در پاسخگویى به استیضاح نمایندگان مجلس فرمایشى شوراى ملى در خصوص حادثه سینما ركس آبادان و قاطعیت انقلابى مردم در پیشبرد خواسته هایشان ، پس از یكسال در چهارم شهریور 1357 مجبور به استعفا و شاه مخلوع جعفر شریف امامى را كه از رجال مشهور وابسته رژیم كه 15 سال رئیس مجلس سنا و در سال 1339 نخست وزیر بود، به قصد كنترل اوضاع مامور تشكیل كابینه كرد. نقشه شاه و آمریكا این بود كه با این تغییر و تحول تا حدى از خشم و نفرت عمومى بكاهد. شریف امامى برنامه دولت خود را براساس ((آشتى ملى )) و ((احترام به روحانیت )) قرار داد و با آزادى 237 نفر از زندانیان سیاسى و تعطیلى قمارخانه ها و كازینوها خواست چهره خود را مردمى نشان دهد ولى این ترفندها كارساز شد و همان روز كه مصادف با شهادت مولاى متقیان على (ع ) بود، تظاهرات و برخوردهاى خونین ادامه یافت .
در پنجم شهریور تظاهرات گسترده مردم در شهرهاى قم ، تهران و... ادامه پیدا كرد و ده ها نفر نیز به شهادت رسیدند. رژیم شاه در یك عقب نشینى آشكار، تقویم شاهنشاهى را كه از چندى پیش (سال 1354) رسمى كرده بود مجددا به تقویم هجرى شمسى مبدل ساخت .
در بیست و سوم ماه مبارك رمضان (ششم شهریور 1357) امام خمینى ((ره )) خطاب به ملت مسلمان ایران پیامى منتشر كرد و نسبت به حیله هاى دشمنان اسلام و تعویض مهره ها، تغییر تقویم و... اعلام خطر نمود:
((در این موقع حساس تاریخ ایران ، شاه به وسیله كارشناسان خود دست به توطئه خطرناكى زده است كه با اندكى سستى و تغافل ، ملت ایران باید از به دست آوردن آزادى و استقلال و حقوق بشر مایوس شود و خود را براى همه نوع اختناق و شكنجه و قتل و غارت مهیا كند و اسلام باید از احكام نورانى خود چشم بپوشد...))
((... ملت ایران بداند كه در لب پرتگاهى است كه با اندك غفلت سقوط مى كند و تمام زحمات و رنجهاى چندین ساله او پایمال مى شود و تا آخر روى سعادت نخواهد دید و در نزد متعال مسئول است ...))

 

سیزدهم شهریور 1357 (عید سعید فطر) - برگزارى راهیپمایى بزرگ درتهران
اختناقى كه رژیم از سالها قبل ایجاد كرده بودت در یكى دو ماه اخیر به اوج خود رسیده بود، اما پیگیرى ادامه نهضت از طرف امام ((ره )) و روحانیت معظم ، در روز عید فطر آن سال تجلى نمود و مردم در شهرهاى خمین ، تهران ، قم ، كرج و ایلام و دیگر شهرها پس از برگزارى نماز عید به حركت در آمدند و شعارهاى كوبنده بر ضد رژیم سر دادند. بزرگترین این راهپیماییها در تهران با شركت نزدیك به یك میلیون نفر برگزار شد و روزنه امید پیروزى و نقطه عطف تاریخ سازى را در نهضت اسلامى پدید آورد. تظاهر كنندگان با مشتهاى گره كرده و فریادهاى كوبنده خواستار الغاى رژیم شاهنشاهى و تاسیس حكومت اسلامى شدند.
راهپیمایان در تهران با ابراز محبت به سربازان ارتشى و بوسیدن آنها خواستار پیوستن ارتش به ملت شدند. امام خمینى ((ره )) به مناسبت عید سعید فطر اعلامیه اى منتشر و در آن خطاب به ملت ایران فرمودند:
((مردم مسلمان ایران به دنبال برگزارى نماز عید دست به عبادت ارزنده دیگرى زدند كه آن فریادهاى كوبنده علیه دستگاه جبار و چپاولگر براى به پاداشتن حكومت عدل الهى است كه كوشش در این راه اعظم عبادت است و فدایى دادن در راه آن سیره انبیاء عظام خصوصا نبى اكرم اسلام و وصى بزرگ او امیرمومنان است ،....
ملت عظیم الشان ایران ! نهضت خود را ادامه داده و هرگز سستى به خود راه ندهید كه نمى دهید. مطمئن باشید به امید خدا پیروزى و سرافرازى نزدیك است .))
امام خمینى ((ره )) در این اعلامیه ارتشیان را برادران خود خوانده و خواستار احترام بیشتر به آنان شدند و فرمودند:
((... اى سربازان غیور كه براى وطن و كشور خود فداكار مى كنید، به پاخیزید، ذلت و اسارت بس است ، پیوند خود را با ملت عزیز استوارتر كنید...)))
تظاهرات روز عید فطر زمینه اى براى تظاهرات 16 شهریور گردید. در این روز راهپیمایى بزرگ تهران انجام شد. ابتدا ماموران كوشش كردند كه جلوى راهپیمایى را بگیرند و چون توفیقى نیافتند خود نیز به دنبال جمعیت به حركت در آمدند.
راهپیمایى و تعطیل عمومى شانزدهم شهریور به خاظر حرمت خون كشته شدگان روزهاى پیشین بود. ماموران رژیم از شب قبل در میدانهاى مهم شهر مستقر شده و آماده هرگونه درگیرى با تظاهر كنندگان بودند. حركت از مسجد قبا در قیطریه آغاز شد و به طرف میدان ژاله ادامه یافت . در این راهپیمایى شعارهاى ((خمینى رهبر ماست ))، ((ایران كشور ماست ))، ((برادر ارتشى چرا برادر كشى ))، ((مسلمان به پاخیز برادرت كشته شد)) شنیده مى شد و عكسهایى از امام ((ره )) بر فراز دستها مشاهده مى گردید. و در بین مردم اعلام شد كه صبح روز بعد (جمعه 17 شهریور) در میدان و خیابان ژاله تجمع صورت خواهد گرفت .

 

جمعه سرخ یا 17 شهریور: اعلام حكومت نظامى وقتل عام مسلمانان
در اولین ساعات جمعه 17 شهریور سال 1357، ارتشبد غلامعلى اویسى از رادیوى تهران و حومه اعلام حكومت نظامى كرد و اطلاعیه شماره یك فرماندارى نظامى را بشرح زیر قرائت كرد:
1 - دولت شاهنشاهى ایران به منظور ایجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت 6 صبح روز جمعه 17 شهریور 1357 مقررات حكومت نظامى را به مدت 6 ماه در شهرهاى ... كشور اعلام مى نماید.
2 - این جانب (ارتشبد اویسى ) به سمت فرماندار نظامى تهران و حومه منصوب گردیده ام .
3 - ساعات منع عبور و مرور از ساعت 21 تا 5 صبح روز بعد تعیین مى گردد...))
و براساس اطلاعیه شماره سه فرماندارى نظامى اجتماع بیش از دو نفر در تهران ممنوع اعلام گردید. مردم تهران كه از حكومت نظامى اطلاع نداشتند پیش از ساعت 6 صبح و پس از اداى فریضه نماز براى چهارمین روز متوالى ، از خانه ها بیرون آمده و سیل آسا روى به خیابانها آوردند. مركز تجمع آنان میدان ژاله (میدان شهداى كنونى ) بود، همین كه مردم به خیابانها رسیدند، ناگهان با دیدن تانك ها و زره پوشهاى نظامى و ماموران مسلسل به دست حكومت نظامى غافلگیر شدند. مردم بدون اعتنا به سربازان به حركت خود ادامه دادند. همگان در دل احساس نوعى شجاعت از جان گذشتگى مى كردند. از خیابانهاى اطراف سیل ، انبوه جمعیت با سردادن شعارهاى انقلابى به سمت میدان ژاله در حركت بودند.
ماموران مسلح پس از اخطار از زمین و هوا جمعیت را ناجوانمردانه هدف رگبار مسلسل قرار دادند. فریاد الله اكبر و لا اله الا الله همه جا را پر كرد. جمعیت وحشت زده و هراسان به هر سمتى مى دویدند، تا مامنى براى خود پیدا نمایند و گروهى روى زمین دراز كشیده بودند و رگبار مسلسل ها اجازه حركت به ایشان نمى داد.
ضجه و ناله و فریاد با صداى گلوله در هم آمیخته بود و بوى خون و دود و باورت همه جا به مشام مى رسید. با نزدیك شدن ظهر بتدریج میدان ژاله كه اینك واقعا به میدان شهدا تبدیل گشته بود در هاله اى از سكوت مرگبار فرو رفت . در حول و حوش میدان آنچه به چشم مى خورد جنازه شهیدانى بود كه در صحنه نبرد نابرابر همچنان باقى مانده و خونهایى كه هر گوشه اى از میدان را گلگون كرده بود.
رژیم در حال اضمحلال ، تعداد كل شهداى 17 شهریور را 58 نفر و مجروحان این فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظیم مردم تهران را نقشه خارجى اعلام كرد.
شمار دقیق قربانیان مظلوم حادثه 17 شهریور در میدان شهدا هیچ گاه مشخص نگردید، لیكن آنچه قطعى و یقین است این رقم از چهار هزار افزون تر بود و یكى از بزرگترین فجایع تاریخ انقلاب در میدان شهدا اتفاق افتاد.

 

پیام امام خمینى ((ره )) به مناسبت كشتار بى رحمانه مردم تهران
امام ((ره )) در ششم شوال 1398، فرداى هفدهم شهریور جمعه سیاه ، با ارسال پیامى به ملت شریف و شجاع ایران ضمن ابراز همدردى با ملت ، كشتار وحشیانه را محكوم نمودند و دولت آشتى ملى را دولتى تحمیلى و غیر قانونى اعلام كردند.
امام ((ره )) در گوشه اى از پیام خود فرمودند: ((... چهره ایران امروز گلگون است و دلاورى و نشاط در تمام اماكن به چشم مى خورد، آرى این چنین است راه امیرالمؤ منین على علیه السلام و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام .
اى كاش خمینى در میان شما بود و در كنار شما در جبهه دفاع براى خداى تعالى كشته مى شد... باید علما و روشنفكران ملت در زیر چكمه دژخیمان خرد شوند تا كسى خیال آزادى به خود راه ندهد. شما اى ملت محترم ایران كه تصمیم گرفته اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید و در رفراندمى كه در سوم و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید، به دنیا نشان دادید كه رژیم شاه جایى براى خود در ایران ندارد...))

مناسبت ها : بیست و سوم ذیقعده ، روز زیارتی امام ‏رضا(ع)



بیست و سوم ذیقعده روز زیارتی امام رضا(ع) و به روایتی شهادت آن حضرت در طوس از سوی مأمون عباسی است. البته قول مشهور درشهادت آن امام همام روز آخر ماه صفر سال 203 قمری یعنی دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدینه به خراسان و یك سال و اندی پس ازصدور فرمان ولیعهدی به نام آن حضرت، از سوی مأمون عباسی می‏باشد. طبق قول مشهور، آن حضرت پس ازشهادت پدربزرگوارش، درسن 35 سالگی عهده‏دارمقام ولایت و رهبری شد و مدت امامت آن حضرت 20 سال به طول انجامید، كه 10 سال آن با خلافت هارون‏الرشید و 5 سال باخلافت محمدامین و 5 سال دیگر با خلافت عبداللَّه مامون مصادف بود. از عمر آن حضرت در هنگام شهادت، 54 سال و 3 ماه و 19 روز می‏گذشت.

14 شهریور سالگرد شهادت آیت الله حاج شیخ على قدوسى (1360)

شهید قدوسی

على قدوسى ، در سال 1306 در یك خانواده روحانى درشهر نهاوند متولد شد.
پدرش یكى از روحانیون برجسته نهاوند و نزد آیت الله العظمى بروجردى از احترام خاصى برخوردار بود. شهید قدوسى تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش به پایان رسانید و در سال 1323 هجرى شمسى وارد حوزه علمیه قم شد و دوره كامل فقه و اصول را در محضر آیت الله العظمى بروجردى و امام خمینى ((ره )) و قبل از حادثه 15 خرداد 1342 به پایان رسانید و به مقام والاى اجتهاد نایل آمد.
شهید از همان آغاز طلبگى ، علاقه خاصى به اخلاق و عرفان داشت و در پى این علاقه بود كه از همان ابتدا به كسب فضایل اخلاقى پرداخت .
شهید قدوسى در میدان مبارزه علیه رژیم شاهنشاهى همیشه از پیشگامان بود و سابقه مبارزات وى به سالها پیش از 15 خرداد 1342 برمى گردد، البته طى سالهاى 42 - 1341 این مبارزات در پرتو خروش امام خمینى ((ره )) علیه شاه به اوج خود رسید و وى نیز به عنوان یك شاگرد عاشق امام با فداكارى و سختكوشى به یارى مراد خویش قیام كرد و این مبارزه را همچنان ادامه داد تا این كه در سال 1345 به دنبال كشف تشكیلات مبارزاتى گروهى از علما و روحانیون كه رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیت الله خامنه اى و آیت الله هاشمى رفسنجانى نیز از اعضاى آن بودند، شهید قدوسى به همراه مرحوم آیت الله ربانى شیرازى دستگیر و به زندان قزل قلعه انتقال یافت .
مرحوم قدوسى براى احیاى فرهنگ پربار اسلامى اهمین ویژه اى قائل بود به همین جهت اهم فعالیت خود را صرف پایه ریزى یك یك سیستم آموزشى نو و پرثمر نمود و اعتقاد داشت كه به موازت فعالیت سیاسى باید زیر بناى فرهنگى و مكتبى را نیز تقویت كرد. به دنبال این اندیشه بود كه با همكارى و طراحى شهید مظلوم آیت الله بهشتى اقدام به تاسیس مدرسه حقانى (منتظریه ) و ((مكتب توحید) كرد و با اعمال شیوه اى نو و كارساز، این دو نهاد آموزشى را الگویى براى سایر جاها قرار دارد.
شهید فلسفه را نزد علامه طباطبائى صاحب تفسیر المیزان فرا گرفت و در فراگیرى رموز فلسفه از خود نبوع فراوانى بروز داد به گونه اى كه مورد توجه استاد خود قرار گرفت و استاد، ایشان را به دامادى خود پذیرفت . شهید از اعضاى هیئت مدرسین و مورد اعتماد كامل زعماى حوزه علمیه قم بود.
نامبرده بعد از پیروزى انقلاب به فرمان امام خمینى ((ره )) به سمت دادستان كل انقلاب برگزیده شد. و پس از 31 ماه خدمت صادقانه در سنگر قضاوت به دنبال رسوایى منافقین ناجوانمردانه بر اثر انفجار یك بمب آتش زا در دادستانى كل انقلاب به فیض عظماى شهادت نایل آمد.

 

پیام امام خمینى ((ره ))
((اینجانب سالیان طولانى از نزدیك با او (شهید قدوسى ) سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مى شناختم .
شهادت بر او مبارك ، و فود الى الله و خروج از ظلمات به سوى نور بر او ارزانى باد.
راهى است كه باید پیموده و سفرى است كه باید رفت چه بهتر كه در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامى شربت شهادت نوشید و با سرافرازى به لقاء الله رسید و این همان است كه اولیاى معظم حق تعالى كه آرزوى آن را مى كردند و از خداى بزرگ در مناجات خود طلب مى كردند دست یافت .
گوارا باد شربت شهادت بر شهداى انقلاب اسلامى و خصوص شهداى اخیر ما كه با دست جنایتكار منفورترین عناصر پلید به جوار رحمت حق شتافتند و افتخار براى اسلام و ننگ و نفرت براى دشمنان دژخیم ملت شریف آفریدند.))

 

شهید قدوسى از دیدگاه مقام معظم رهبرى

((... هم پركار بود، خسته نمى شد، هم پشتكار داشت . این طور نبود كه یك كارى را رها كند و دنبال كار دیگرى برود. نمونه آن مدرسه حقانى ، اگر ریاست مدرسه حقانى با كسى غیر از آقاى قدوسى بود من باور نمى كنم كه این مدرسه به این اندازه از فوائد و آثار مى رسید. این مرد بود كه نشست آنجا، حواسش را جمع كرد از همه كارهاى خود برید، به هیچ كارى نپرداخت تا این مدرسه را به این رونق رساند و از لحاظ شكل و محتوى مدرسه را به حد مطلوب و قابل توجهى قرار داد.))
 

آیت الله هاشمى رفسنجانى درباره شهید قدوسى گفته اند
((یك خصوصیت بارز ایشان نظم و قاطعیت بود، در بین همه ما ایشان زبانزد بود به نظم و قاطعیت و به همین دلیل ما براى ایشان مدیریتى قائل بودمى و كارهایى كه در آن روزها احتیاج به مدیریت قاطعى داشت به ایشان سپرده مى شد و به همین دلیل هم ایشان را مسئول محاكمات آن زمان كردند و اول مسئول زندانى ها بازداشتى از رژیم قبل در روزهاى اول انقلاب كه خیلى بى نظم بود كردند و این كار براى این انجام شد كه بشود به آنجا نظمى داد.))



سالروز وفات حضرت خدیجه کبری (س) بر عموم مسلمین جهان تسلیت باد.

 دهمین روز از ماه رمضان سال دهم بعثت ‏(3 سال قبل از هجرت) می گذشت که واقعه ای رخ داد؛ در هنگامه ای که مسلمانان در شعب ابی طالب در محاصره بودند و وجود حضرت خدیجه کبری تسلای خاطری برای رسول گرامی اسلام در آن وضعیت سخت و طاقت فرسا بود. آری! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یار دیرینه خود را از دست داد.

چون حضرت خدیجه بانوى فداکار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) در سن شصت و پنج‏سالگى از دنیا رفت ، پیامبر (ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپردند . حزن در گذشت او پیامبر (ص) را بسیار محزون ساخت به همین دلیل آن حضرت سال در گذشت‏حضرت خدیجه را عام الحزن‏ - سال اندوه - نام نهاد. از ثروت بسیار حضرت خدیجه همسر بى‏همتاى پیامبر (ص) اسلام رونق یافت .

حضرت خدیجه س در حالی به همسری محمد ابن عبدالله در آمد که از ثروت و شهرت خاصی در عربستان برخوردار بود و خواهان زیادی از میان ثروتمندان قریش داشت . در این دوره زمانی حضرت محمد (ص) هنوز به رسالت برانگیخته نشده بود واز ثروت و مکنت نیز برخوردار نبود . ایشان در این زمان تحت سر پرستی جد بزرگوارشان حضرت عبد المطلب زندگی می کردند و شهرتی مگر در راستکاری و امانت داری نداشت اما حضرت خدیجه س او را بر گزید و پس از رسالت آن حضرت نه تنها تمام سختی ها را به جان خرید و سرمایه خویش را برای هدف شگفت رسول الله (ص) خرج کرد بلکه اولین زنی است که به پیامبر اسلام ایمان آ ورد .

 

معرفی حضرت خدیجه (س)

 پدر او: خو یلد بن عبد الغری بن قُصَی بن كلاب است. مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است. تولد: سال 68 پیش از هجرت فرزندان: قاسم، عبدا...، زینب، ام كلثوم، فاطمه و رقیه می باشند. لقب: طاهره وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است. پیغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) نامیده شده است و خدیجه به هنگام وفات 65 سال داشت.


در هنگام ازدواج با پیغمبر(ص) عمر شریف آن حضرت 25 سال و عمر خدیجه 40 سال بود. ثروتش از همه قریش بیشتر بود و اهالی مكه با اموال او پیش از آنكه با پیغمبر (ص) ازدواج كند تجارت می كردند و خدیجه پس از ازدواج با پیغمبر هر چه داشت به وی بخشید و این ثروت هنگفت از پایه های تشكیل دهنده دعوت اسلامی به شمار می رود. سخن از اسلام خدیجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستین است. همه امت اتفاق نظر دارند كه خدیجه اولین بانویی است كه اسلام آورده است. در همان زمانی كه پیامبر گرامی از اذیت و آزار و دشواریها رنج می برد، آنجا كسی بود كه از بار اندوه و غمهای او می كاست و موجب می شد كه غمها و اندوه های خویش را به فراموشی سپارد. او تنها خدیجه همان زن با ایمان بود، همان زن گرانقدری كه یاور و شریك محمد (ص) بود. تبسم خدیجه كوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبك می كرد و دوستی نمایان بر چهره اش موجب می شد كه پیغمبر دردها و رنجهای خود را از یاد ببرد. ایمان خدیجه پیغمبر را از یك آینده درخشان و با شكوه برای دعوت خبر می داد و استواری عقیده اش دلیلی بر آغاز پیروزی بود. اموال خدیجه در واقع كلید شكست این محاصره بود. او مواد مصرفی را چندین برابر قیمت واقعیش از برای غذای كسانی كه میان امت بودند می خرید تا اینكه سالهای محاصره اقتصادی با سلامت و رهایی امت سپری شد و حیله قریش با شكست و ناكامی مواجهه گردید. رسول گرامی (ص) به خاطر صداقت و امانتی كه از او نمایان شده بود به صادق و امین معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنین می خواست كه خدیجه دارای سیره ای باشد كه بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همین جهت در دوره جاهلیت به طاهره معروف بود و همین لقب برای شرف و افتخار او كافی است. ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روی زمین چهار خط كشید و گفت آیا می دانید این چیست؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. پس رسول خدا (ص) گفت: بهترین زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم زن فرعون. مناقب خدیجه فراوان است و او از میان زنان كسی است كه به مرحله كمال رسیده است. او خردمند و با جلال و متدین و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پیغمبر (ص) او را ستایش می كرد و بر دیگر زنان مؤمن برتری می داد و او را بسیار بزرگ می داشت تا جائیكه عایشه می گفت: به زنی رشك نبردم آنچنان كه به خدیجه حسد ورزیدم زیرا كه پیامبر (ص) بسیار زیاد از او یاد می كرد. و بدینگونه او در تاریخ حیات رسول اكرم (ص) زنی عادی نبود. بسبب فداكاری شگفت انگیز این بانوی پارسا، پیامبر (ص) او را بسیار بزرگ می داشت. سه سال پیش از هجرت، در تلاطم وقایع وتند باد مصائبی كه از سوی قریش و سایرین بر پیامبر (ص) وارد می شد شعله ای فروزان رنگ باخته، به خانوشی می گرائید. رسول اكرم (ص) به سادگی نمی توانست این خبر دلخراش را بپذیرد. او بدین ترتیب انسانی را از كف می نهاد كه عالی ترین نمونه وفا و فداكاری و جامع ترین بیانگر راستی بود. آخرین سخن خدیجه، به هنگامی كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائی كه در راه پیامبر(ص) دیده بود كم ارج تر نبود. لحظه ای كه شبح مرگ بر چهره او سایه افكنده بود به پیامبر چنین می گوید: « ای رسول خدا ...... من در حق تو كوتاهی كردم و آنچه شایسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چیزی داشته باشم, خشنودی توست.» كلمات بر لبان پاكش می لغزد و آخرین نفسهایش را با خشوع و ایمان بر می آورد ...... خدا خدیجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه برای عقیده و رسالتش پیكار كرد.

به یاد گذشته.... ( بخشی از اجراهای حقیر در سال های قبل)

تذکر : این مطلب جزء مطالب ثابت است و همیشه در ابتدای مطالب قرار دارد.


قسمتی از این برنامه :
[http://www.aparat.com/v/PsAcX]



اجرا و قرائت قسمتی از وصیت نامه شهید سعید زقاقی توسط امیرحسین احمدنیا

[http://www.aparat.com/v/R4YT9]



قرائت زیارت شهدا (در یادو...
در مورد حجاب و شهدا (امی...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...
قسمتی از مستند عطر یاران ...
قسمتی از پیش تولید قسمت 5...
بخشی از مستند شهدا ی شهرس...
امیرحسین احمدنیا در مسابق...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...

شهادت امام رضا(ع) بر عموم عاشقان حضرتش تسلیت باد.

پوستر شهادت امام رضا(ع)

من ندانم کیستم اما شما را دوســت دارم

   
هر که هـستم خاندان مصطفی را دوست دارم

مرغ روحم چون کبوتر پـر زند ســوی مدیـنه
   
هم خراسان هم نجف هم کربلا را دوست دارم

کمتر از آنم که باشـــــم بنده‌ی شاه ولایـت
   
گر چه خــــــــود آلوده‌ام اهل ولا را دوست دارم

دوستـــی از دوســـتان دوستان اهل بیتـم
   
هر که هستــم شیعیان مرتضی را دوست دارم

گــر نکیر و منکرم پرسند آوردی چه با خــود

در جواب هر دو گــــــویم من رضا را دوست دارم

آهوى دلم، دوان دوان مى ‏آید به سوی تو یا امام رضا...

امروز، تنها نه خیابان‏هاى خراسان که تمام رگ‏هاى عاشقانت، به گلدسته و رواقت ختم مى‏شود.

چشم‌ها در ایوان طلای تو، مثل گمشده‌ها به اصل خویش، ‌به روزگار وصل خویش باز می‌گردند.

خاطره سوزاندن جگرت، تا قیامت از ذهن خاک خراسان بیرون نمى‏رود.

تو آن جگرسوخته‏اى که آب را به زائرانش هدیه مى‏کند؛ زیرا اولاد على (علیه‏السلام) از عزیزترین‏هاى خود مى‏بخشیدند و من در صحن تو، به دنبال اشاره‏هایى مى‏گردم که با آن حرف مى‏زنى؛ مثل پرواز همان کبوتران که با گندم‏هاى محبت تو، عمرى است اسیر رهایى در آسمان همجوار تو هستند.

باور کن اشک‏ها براى زیارت تو، لحظه شمارى مى‏کنند و نفس‏ها، حبس مى‏شوند تا کبوترانه، پیش پاى ضریحت بپرند؛ نکند لیاقت کبوتر شدن در آسمان حرمت را نداشته باشیم؟

كبوتران مسافر را بنگر؛ رنج دوری را به جان می‌خرند تا نزدیك باشند به تو؛ كسی كه تو را دارد، غریب نخواهد شد.

آقا، اگر چه «غریب‌الغربا»یت می‏گویند، اما در این سرزمین، در میان امواج ارادت و عشق دل‏های پاک، شناوری.

زائری بارانی‌ام، آقا به دادم می‌رسی؟

بی‌پناهم، خسته‌ام، تنها، به دادم می‌رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی‌ام

ضامن چشمان آهوها، به دادم می‌رسی؟



كرامات امام رضا (ع) به روایت اهل سنت

دوران پر بركت و همراه با كرامات و وقیعی كه قبل و بعد از ولادت امام رضا (علیه السلام) از مدینه تا مرو
و مدت امامت ایشان رخ داد، جملگی دلالت بر عظمت بی‌كران امام رضا (علیه السلام) دارد.
رویت آن از زبان بزرگان اهل سنّت جالب و شنیدنی و البته شگفت‌انگیز است.
 آنچه پیش روی دارید، گوشه‌ی از سخنان بزرگان اهل سنت درباره
 امام رضا است كه در منابع معتبر آنها نقل شده و تأثیر
به سزایی در نزدیك كردن دیدگاه اهل سنت
به دیدگاه شیعه درباره كرامت، شفاعت،
 توسل و زیارت قبور و... دارد.

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا(علیه آلاف التحیه و الثنناء)

شهادت امام رضا(ع)

حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام - در روز یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى دیده به جهان گشود(1). مادر او بانویى با فضیلت بنام «تُكْتَمْ» بود كه پس از تولد حضرت، از طرف امام كاظم علیه‏السلام -«طاهره» نام گرفت(2).
كنیه او «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است. او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى) در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گردید.

پرتویی از زندگانی کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی علیه السلام


 «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر. ان شانئک هو الابتر»
نخستین مظهر و نشانه ‏ی کوثر که بر دامان پاک فاطمه‏ی اطهر (سلام الله علیها) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‏ای از تجلی مقدس‏ترین پدیده‏ای که از خجسته‏ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) گردید. همان لؤلؤی که از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت‏به ظهور پیوست ومعجزه‏ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان‏» . (1) را تجسم بخشید و کلام خدا در کلمه‏ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاکیان و جلوه‏ای برافلاکیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‏ای زهرایی که عصای فرعون کوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‏ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شکیبایی تضمین کرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مکتبش از خاک گرم مدینه به همه سوی جهان جهت‏یافت و با همه‏ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت‏بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی بقعه; در جوار جده‏ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. (2)

تولد و کودکی
فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه‏ی او در مقدس‏ترین ماه‏های سال قمری یعنی پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.

12 بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاریخی از امام خمینی(ره)‌ گرامی باد

AWT IMAGE

12 بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاریخی از امام خمینی(ره)‌ گرامی باد

 مردم ایران در 12 بهمن سال 57 حماسه بی سابقه ترین استقبال تاریخ معاصر را رقم زدند استقبال از مردی که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبری بود که نمونه ای از حکومت اسلامی را در نظام جهانی بنیان گذاشت و این گونه شد که "حق آمد و باطل رفت"

با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی و سردمداران غربی پشتیبان این رژیم، به عنوان نخست وزیر باقی مانده بود. در طرف مقابل، تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصمم‌تر می‌شد و شعار 'استقلال،‌ آزادی، جمهوری اسلامی' به عنوان اصلی ترین خواسته مردم در نهضت انقلابی به رهبری امام خمینی مطرح می‌شد.

امام خمینی که شرط ورود خود را به کشور، خروج شاه، اعلام کرده بودند، با فرار شاه در 26 دی 1357، تصمیم به بازگشت گرفتند و قرار بود این رجعت تاریخی در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گیرد اما بختیار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام این امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگین به خیابان ها ریخته و با تحصن و شعارهای کوبنده، دولت بختیار را تحت فشار شدیدی قرار دادند. در همین زمان رییس شورای سلطنت، سید جلال تهرانی،‌ در پاریس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.

سرانجام، تحصن‌ها و تظاهرات عظیم مردم، بختیار را مجبور کرد،‌ فرودگاه ها را باز کند. کارکنان اعتصابی تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آماده‌اند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود.

 روز 12 بهمن 1357، پرشکوه ترین استقبال تاریخی رقم خورد و هواپیمای ایرفرانس در حوالی ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبی آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاک میهن اسلامی گذاشتند.

 امام خمینی پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند. این در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران ساخته بود روح الله خمینی پس از سال‌ها دوری و تبعید به کشور بازگشت و حضور میلیونی مردم که صف استقبال کنندگان را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا تشکیل می داد، حاکی از عشق و علاقه بی‌نظیر آنها به رهبر خویش بود و این گونه شد که مردم ایران تاریخی ترین استقبال در طول تاریخ معاصر را رقم زدند.

حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می‌کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی‌توانم جبران کنم. ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه‌های فساد ترغیب کردند.

 امام از فرودگاه مستقیما به بهشت زهرا (س) رفتند و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب اسلامی، سخنرانی تاریخی خود را در آنجا ایراد کردند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در اولین سخنرانی خود در میان انبوه مردم مشتاق در بهشت زهرا(س)، فرمودند:' من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی‌ای در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. محمدرضا پهلوی فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد و قبرستان‌های ما را آباد.

در این سخنرانی بود که امام آن جمله فراموش نشدنی و تاریخی را فرمودند: 'من دولت تعیین می‌کنم، من توی دهن دولت می‌زنم ... من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم. '

 دهها خبرنگار و عکاس و فیلمبردار به ثبت این رویداد تاریخی پرداختند. جمعیت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا(س)، بین 4 تا 8 میلیون نفر تخمین زده می‌شد. در این سخنرانی امام نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: 'من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم.' بدین ترتیب از ورود امام 10 روز تاریخی که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپری شد تا طومار رژیم پهلوی و 2500 سال استبداد شاهنشاهی برای همیشه در هم تنیده شود.

تقریظ امام خامنه ای(مد ظله العالی) بر «لشکر خوبان» منتشر شد + تصویر دستخط معظم له

لشکر خوبان 
امام خامنه ای در حاشیه یکی از دیدارهایشان فرموده بودند: «این کتاب لشکرخوبان پر است از اعجاب و عظمت ناگفته‌ رزمندگان غواص و اطلاعات عملیات جنگ. در ایامی که این کتاب را می‌خواندم بارها و بارها متاثر شدم.»
متن کامل تفریظ و دستخط مبارک معظم له را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید:

نقش زنان در دفاع مقدس به روایت امام(ره) ، (فریبا انیسی)


پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی :
 9 ماه پـس از شروع جنگ به صورت رسمی, امام خمینی ارزش مبارزه و تلاش زنان را بالاتر و ارزشمنـدتـر از مردان اعلام كـرد. ایشان در جمع بانوان عضـو جهاد دانشگاهی فرمـود: ((عواطفی كه در بانـوان است, مخصـوص خـودشان است و در مـردها ایـن عواطف نیست. لهذا آن چیزی که .....

بانویی برتر از تمام پیامبران و فرشتگان!




مزیتى كه رسول خاتم و آل مطهرش صلوات الله علیهم در كیفیت خلقت نسبت به عموم بشر دارند مقام ولایت آنان را ثابت مى كند، زیرا بدون داشتن آن مقام شامخ دارا بودن این امتیاز مخصوص ‍ در آفرینش امكان ندارد، و از این مطلب ، افضلیت آنان بر جمیع مخلوقات استفاده مى شود
...

نوروز نشانی از شکوه ایران باستان...



با استناد بر نوشته‌های بابلی ها، شاهنشاهان بزرگ هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از شاهان استان‌های گوناگون ایران بزرگ که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهنشاه آورده بودند می‌‌پذیرفتند...

پسر نوح(ع) را سرزنش نکنیم...!!!

ماجرای حضرت نوح علیه‌السلام و پسرش، ماجرای ما و اوست. ماجرای ما که کودکی‌هایمان در سایه­ی­ بودن او گذشت، که نان سر سفره‌هایمان، حتی اگر نفهمیدیم، از دستان او بود، که اگر باران بارید و شد «آب» و وقت تشنگی به دادمان رسید، از برکت بودن او بود اما...

رضا(ع)؛ جمع موسی و عیسی(علیهم السلام) است

پایگاه بصیرت:بصیرت:حسین بن منصور از برادر خود نقل كرد كه گفت: خدمت حضرت رضا(ع) رسیدم در یك صندوق خانه در شب، دست خود را بلند كرد گویی در اتاق ده چراغ روشن است در این موقع مردی اجازه ورود خواست، دست را پایین آورد و اجازه داد وارد شود.

امام حسن(ع) و حفظ نظام اسلامی/ حجت الاسلام سیدمحمدعلی قاضی

ابن عباس نقل می كند كه امام حسن(ع) را دیدم دوان دوان آمد و روی زانوی پیامبر(ص) نشست، پیامبر(ص) او را بوسید و فرمود: «من احب الحسن فقد احبنی» هر آن كس كه حسن را دوست داشته باشد مرا دوست دارد. سپس نقل می كند كه دیدم حضرت(ص) گریه می كند. عرض كردم آقا چرا گریه می كنید؟ فرمودند: حسنم را به زهر مسموم می كنند. سپس فرمودند: چشمی كه برای حسنم گریه كند روز قیامت كور و عاجز وارد محشر نمی شود. دلی كه برای حسنم غمناك شود روز قیامت غمناك نمی باشد و قدمی كه برای زیارت حسنم برداشته شود بر روی پل صراط نمی لرزد....

سیره شناسی رسول خدا در حوزه بصیرت دینی

بصیرت
هر چند بصیرت، در اصل به معناى علم و دریافت قلبی است ؛ لیكن باید توجّه داشت كه هر علمى، بصیرت نیست و هر عالمى، بصیر نامیده نمى شود ؛ بلكه این واژه ، حاكى از نوعى احاطه علمى و آینده نگرى است.


وقایعی که در چند سال گذشته در ایران و جهان رخ داد چند واژه را به شکل ویژه و با بسامد بالا در ادب
یات ایران و جهان زنده کرد. این واژه ها عبارتند از «فتنه»، «بصیرت» و «بیداری»...

آخرین وصایای پیامبر رحمت (ص)به وصی خود

اختصاصی بصیرت:پیامبر اكرم(ص) در حضور مسلمانان، امیرمومنان را وصی خود قرار داد و علی(ع) نیز این وصایت را پذیرفت و عهد كرد كه به آنچه رسول خدا(ص) می فرماید، عمل كند....

شهرستان تربت حیدریه در یک نگاه ( معرفی شهرستان)

شهرستان تربت حیدریه که گذشته آن به دوران قیل از اسلام و دوره اشکانیان بر می گردد و در آن زمان با نام زاوه شناخته می شد و پس از فوت عارف نامی قرن ششم هجری - قطب الدین حیدر - به نام فعلی خود تغییر نام یافت .

 تاریخ شهر نشینی این شهر به دوره صفوی بر می گردد. رونق و آبادانی شهر به حدود دویست سال پیش یعنی دوره حاکمیت اسحاق خان قرائی از خوانین و رجال سیاسی عصر قاجاریه بر می گردد.

این شهر با مساحت حدود 6319 کیلومتر مربع از شمال به مشهد ، از شمال غرب به نیشابور ، از مشرق به تایباد و رشتخوار ، از شمال شرق به فریمان و تربت جام ، از مغرب به کاشمر و از جنوب به محولات محدود می گردد.ارتفاع این ناحیه از سطح دریا 1323 متر است . مرکز آن شهر تربت حیدریه و دارای 6 بخش و 11 دهستان و 225 ابادی میباشد.


شهرستان تربت حیدریه با تولید حدود 60 تن زعفران خشک در سال ، بزرگترین تولید کننده این محصول در جهان و بزرگترین تولید کننده پسته در سطح استان خراسان است و دارای نقش و جایگاه اساسی در تولید محصولات استراتژیک است . با توجه به پتانسیل های منطقه و در تولید زعفران و پسته ، صنایع تبدیلی و فرآوری آنها نیز ایجاد شده است .


شهرستان تربت حیدریه با وجود 98 واحد صنعتی و 19 واحد معدنی فعال ، یکی از مناطق صنعتی استان خراسان محسوب می شود.

وجود کارخانجاتی مانند قند تربت حیدریه ، سیمان زاوه تریت ، کاشی زرین ، مس توس ، مدارسیم ، کائولین ، سردخانه بزرگ ، کارخانجات بزرگ آرد والسی و آرد بهنام ، شرکت طلایی زر مهر و ... نمونه هایی از آن است .


وجود معادن غنی سیلیس ( بعنوان غنی ترین معادن سیلیس جهان ) ، باریت ، منیزیت ، آگات ، بنتونیت ، کالک ، خاکهای صنعتی ، گل سفید ، گچ ، کرومیت ، منگنز ، مس ، نقره ، طلا ، فیروزه و سنگهای تزئینی ( تراورتن ، گرانیت ، مرمریت ) شهرستان را در زمره یکی از قطبهای معدنی استان خراسان بزرگ قرار داده است .

 

نظرسنجی

» بازدید کننده محترم گروه سنی شما کدام است؟

درباره وب سایت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آدرس های اتصال:
    www.Ahmadnia.org
    www.irmojri.ir

    سامانه پیام کوتاه اختصاصی سایت:
    611 60 20 5000

    شماره تماس :
    09157065630

    شماره نمابر:
    02189775630

آخرین عناوین